32556

چگونه می توان مشکلات روحی و جسمی ناشی از بیماری ها را شناخت و نسبت به رفع آن اقدام کرد با چه تکنیک هایی می توانیم تاثیرات منفی روحی و روانی ناشی از بیماری ها را کاهش دهیم

بسیاری از ما در دوره ای از زندگی دچار یک بیماری شدید جسمی می شویم. هم بیماری و هم درمان آن می تواند طرز فکر و احساس ما را تحت تأثیر قرار دهد.
بسیاری از ما در دوره ای از زندگی دچار یک بیماری شدید جسمی می شویم. هم بیماری و هم درمان آن می تواند طرز فکر و احساس ما را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله، هم برای کسانی است که بیماری شدید جسمی دارند و هم برای دوستان و وابستگان آن هاست.
اثرات روحی بیماری شدید جسمی
یک بیماری شدید جسمی می تواند هر گوشه از زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. ارتباطات، کار، عقاید مذهبی و چگونگی روابط اجتماعی با دیگران همگی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. بیماری شدید جسمی می تواند باعث شود ما دچار احساس غم، ترس، نگرانی یا عصبانیت شویم. این می تواند به دلایل زیر باشد
* ما نمی دانیم که دقیقاً چه بیماری داریم
*چگونه با درد ناشی از عمل جراحی یا عوارض جانبی داروها مقابله خواهیم کرد
* احساس عدم کنترل در مورد بدن و بیماری خود می کنیم. کلاً ممکن است فکر کنیم که کاری نمی توان در مورد آن کرد
* احساس تنهایی و جدایی از خانواده و دوستان داریم. گاهی ممکن است صحبت کردن در مورد بیماری با نزدیکانمان مشکل باشد، چون نمی خواهیم آن ها را نگران یا ناراحت کنیم.

احساس اضطراب چگونه است؟
افکار دائمی نگران کننده، اغلب در مورد بیماری و درمان آن
ترس از اتفاق افتادن بدترین حالت ها که به عنوان مثال بیماریمان بدتر خواهد شد یا خواهیم مرد
– آگاهی بیش از حد از ضربان قلب – تپش قلب
حساس تنش و درد عضلات
عدم توانایی در داشتن آرامش
تعریق
نفس کشیدن سریع
احساس سرگیجه
احساس غش
سوء هاضمه و اسهال

چگونگی احساس افسردگی
احساس عدم شادی که از بین نمی رود و تقریباً همیشه وجود دارد
از دست دادن احساس علاقه در زندگی
عدم توانایی در لذت بردن
بروز اشکال در تصمیم گیری های حتی ساده
احساس خستگی عمومی
احساس عدم آرامش و پریشانی
– از دست دادن اشتها و وزن – بعضی از افراد متوجه می شوند که برعکس دچار افزایش وزن می شوند
اشکال در خوابیدن و بیدار شدن زودتر از معمول
از دست دادن علاقه به روابط جنسی
از دست دادن اعتماد به نفس و احساس مفید نبودن، عدم کفایت و ناامیدی
دوری از دیگران
احساس تحریک پذیری
احساس ناامیدی در مورد خودمان، موقعیتمان و دنیا و به طور کلی، ممکن است احساس کنیم که هرگز به سمت بهتر شدن نمی رویم یا این که بی ارزش هستیم
افکار خودکشی (که در افسردگی شایع است) بهتر است که در مورد آن ها صحبت کنیم تا این که سعی کنیم آن ها را مخفی کنیم
بعضی از این علائم مانند احساس خستگی، خواب ناکافی و از دست دادن اشتها ممکن است به علائمی که از بیماری جسمی یا درمان آن ناشی می شوند، شبیه باشند. اگر شما با یک پزشک یا پرستار در مورد این که چگونه احساسی دارید، صحبت کنید آن ها می توانند در مورد این که آیا این علائم مربوط به بیماری جسمی شماست یا افسردگی، کمک کنند

چرا احتمال بروز افسردگی و اضطراب، وقتی که بیماری شدید جسمی دارید، بیشتر است؟
افراد وقتی که به هر دلیلی تحت استرس هستند، افسرده و مضطرب می شوند. بیمار بودن و درمان آن باعث استرس می شوند. احتمالاً این مورد شایع ترین دلیل است
بعضی درمان های دارویی مثل استروئیدها، چگونگی کارکرد مغز را تحت تأثیر قرار می دهند و بنابراین به طور مستقیم باعث اضطراب و افسردگی می شوند
بعضی بیماری های جسمی مثل کم کاری تیروئید کارکرد مغز را تحت تأثیر قرار داده، مستقیماً اضطراب و افسردگی ایجاد می کنند
اضطراب و افسردگی، بیماری های شایعی هستند. شما ممکن است فقط به صورت اتفاقی (و بدون علت خاصی)، همزمان با بیماری جسمی مضطرب یا افسرده شوید.

چه عواملی ممکن است باعث افزایش احتمال بروز اضطراب یا افسردگی شوند؟
احتمال این که شما اضطراب و افسردگی شدید را هنگام بیماری جسمی تجربه کنید بالاتر است اگر
شما از قبل مضطرب یا افسرده بوده اید
خانواده یا دوستی ندارید که بتوانید با ایشان در مورد بیماریتان صحبت کنید
مؤنث هستید (زنان بیشتر از مردان اضطراب و افسردگی را بروز می دهند(
– در زندگی تان، همزمان مشکلات و استرس های دیگری دارید بعنوان مثال اخراج از کار، طلاق یا مرگ یکی از نزدیکان
درد زیادی را تجربه می کنید
بیماری شما از نوع خطرناک و تهدید کننده زندگی است
بیماریتان شما را از مراقبت از خودتان باز می دارد
در موارد زیر ما بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب و افسردگی هستیم
هنگامی که برای اولین بار در مورد بیماریتان با شما صحبت می شود
بعد از یک عمل جراحی بزرگ یا اگر عوارض ناخوشایندی در درمان وجود دارند
اگر بیماری شما بعد از این که به نظر می رسد که در حال بهبودی هستید، عود کند. مثلاً عود سرطان یا دومین سکته قلبی
اگر بیماری شما دیگر به درمان جواب ندهد.
چه زمانی باید به دنبال کمک باشید؟
باید به دنبال کمک باشید، اگر احساس اضطراب و افسردگی شما
بدتر از ترس ها، نگرانی ها و احساس غمی است که شما قبلاً داشته اید
به نظر نمی رسد که با گذشت زمان در حال بهبودی است
در حال ایجاد تغییر در احساس شما نسبت به اعضای خانواده و دوستان و در کار و علائق شما است
اگر شما احساس می کنید که زندگی دیگر ارزش ندارد و یا دیگران بدون وجود شما احساس بهتری دارند
شما ممکن است متوجه افسردگی خود نباشید اگر،فکر می کنید که همه علائم شما مربوط به بیماری جسمی تان است.
خود را به دلیل تنبل یا ضعیف بودن ملامت کنید
دیگران ممکن است در این مورد به شما اطمینان خاطر بدهند. آن ها ممکن است به شما بگویند که کمک گرفتن نشانه ی ضعف نیست. بعضی از ما سعی می کنیم که با احساس اضطراب و افسردگی با مشغول نگه داشتن خودمان مقابله کنیم. این کار در بعضی افراد مؤثر است اما همچنین می تواند به شدت باعث افزایش استرس و خستگی شود
بعضی اوقات، اضطراب و افسردگی ممکن است خود را به صورت احساس عدم شادی و ترس نشان ندهد و در عوض ممکن است باعث ایجاد درد بدن، سردرد یا بی خوابی شود
ممکن است صحبت کردن با یک خویشاوند یا دوست که قادر است شما را در این موقعیت مشکل کمک کند، موثر و کافی باشد. اما در مواردی که این راه کمک کننده به نظر نمی رسد، احتمالاً صحبت کردن با یکی از پزشکان یا پرستارانی که تحت مراقبتشان هستید، راه خوبی به نظر برسد

آیا داشتن چنین احساساتی دلیل خوبی برای درخواست کمک است؟
کمک گرفتن در حالت اضطراب و افسردگی، وقتی که بیماری جسمی داریم، می تواند مشکل باشد، چرا که:
– ممکن است احساس کنید که پریشانی شما قابل درک و توجیه است و بنابراین کاری نمی توان درمورد آن کرد.
– نمی خواهید که قدر نشناس به نظر برسید چرا که انگارشما به پزشکان و پرستارانی که مراقبت های جسمی شما را بر عهده دارند، در حال شکایت هستید.
– نمی خواهید که باعث اختلال در درمان بیماری جسمی تان شوید (با اعتراف به این که در تحمل آن مشکل دارید(
– ممکن است فکر کنید پرستاران و پزشکانی که بیماری جسمی شما را درمان می کنند آن قدر مشغول هستند که علاقه ای به توجه به اضطراب و افسردگی شما ندارند.
– احساس می کنید آن ها بیشتر به بیماری جسمی تان توجه دارند تا به مسائل روحی شما.
البته برای همه ما قابل درک و انتظار است که فردی که دچار بیماری جسمی است، به اضطراب و افسردگی مبتلا شود اما این به این معنی نیست که باید به آن بی توجه باشید. کادر درمان کننده ی شما نگران همه جنبه های سلامتی شما هستند و از جمله افسردگی و اضطرابی که دارید.
آن ها می توانند به دلایل زیر کمک کننده باشند:
– اطلاع داشتن از نگرانی ها و مشغولیت های ذهنی شما در مورد شرایطتان.
– سعی در اطمینان یافتن از این که شما در مورد بیماری و درمان آن اطلاع کافی دارید.
– کمک به شما که بتوانید در مورد احساساتتان صحبت کنید.
– تصمیم گیری در مورد این که آیا شما برای اضطراب یا افسردگی تان نیاز به درمان دارید یا نه.

در مورد اضطراب و افسردگی چه می توان کرد؟
افراد زیادی وجود دارند که ممکن است بتوانند به شما کمک کنند که شامل: پزشک عمومی (GP) ، مشاورین آموزش دیده، روان درمان ها، روان شناسان بالینی و روان پزشکان است. هر گونه درمان پیشنهادی به علائم، شدت اضطراب و افسردگی و شرایط شما بستگی خواهد داشت. درمان ممکن است شامل صحبت کردن، داروهای ضد افسردگی یا هر دو باشد.
صحبت درمانی:
بروز احساسات واقعی می تواند مشکل باشد، حتی با دوستان نزدیک. در این صورت، ممکن است صحبت کردن با یک فرد با تجربه آسان تر باشد. او می تواند به شما کمک کند که مسائل را بازبینی کرده و راه های مقابله با مشکلاتتان را پیدا کنید. جلسات صحبت درمانی معمولاً کوتاه و حداکثر 8 جلسه است. ممکن است که با فرد خاصی صحبت کنید یا در یک گروه شرکت داشته باشید. اگر همسر یا مراقب (Carer) دارید، ممکن است مشارکت آن ها نیز کمک کننده باشد. انواع مختلفی از صحبت درمانی وجوددارند، اما همگی شامل اجزاء زیر هستند:

– ارتباط توأم با اطمینان بین بیمار و درمانگر
– فرصتی برای صحبت باز و آزاد در مورد افکار، احساسات و مشکلات.
– کمک به مقابله با افکار نگران کننده، احساسات بد و مشکلات روزمره.
آیا این درمان مؤثر است؟
دیدن کسی فقط برای این که با او صحبت کنیم، ممکن است ترسناک و یا بی مورد به نظر برسد، اما به محض شروع صحبت، بسیاری از بیماران مبتلا به بیماری جسمی آن را بسیار مؤثر می یابند.

چگونه این درمان مؤثر است؟
جلسات صحبت درمانی به شما کمک می کنند که آن چه از نظر روحی برای شما در حال اتفاق افتادن است، شفاف تر باشد. این درمان ها به ما کمک می کنند تا راه های بهتر مقابله با احساسات، افکار و مشکلات روزمره را پیدا کنیم. صحبت کردن آزاد همچنین از این نظر مفید است که با فردی صحبت می کنید که به او اطمینان دارید و در مورد شما “قضاوت” نمی کند.

شروع اثر درمانی چقدر طول می کشد؟
بعضی افراد سریعاً احساس بهبودی می کنند به یک دلیل ساده: این که آن ها قادر هستند که در مورد نگرانی هایشان صحبت کنند. برای سایرین ممکن است چند هفته ای طول بکشد.
داروهای ضد افسردگی:
اگر اضطراب و افسردگی شدید باشد و یا مدت زیادی طول بکشد، ممکن است مصرف یک دوره از داروهای ضد افسردگی مفید باشد. این داروها به مبتلایان اضطراب و افسردگی کمک می کند تا احساس بهتری داشته باشند به طوری که دوباره لذت بردن از زندگی و مقابله با مشکلات را به طور مؤثر آغاز می کنند.
با وجود این که این داروها ممکن است باعث شوند که احساس اضطراب و پریشانی کمتری کنید، جز داروهای خواب آور و آرام بخش نیستند. این داروها همچنین می توانند در مورد درد و اختلال خواب مؤثر باشند.
آیا سریعاً احساس بهبودی خواهید کرد؟
احتمالاً نه، برخلاف بسیاری از داروها اثرات ضد افسردگی را زود احساس نخواهید کرد، اغلب افراد تا 3- 2 هفته هیج تغییری در خلق خود احساس نمی کنند. اگر چه بعضی دیگر ممکن است بهبودی سریع تری داشته باشند، برای مثال: بعضی افراد پس از چند روز احساس می کنند که بهتر می خوابند و کمتر احساس اضطراب دارند.

عوارض جانبی
مانند تمامی داروها، ضد افسردگی ها عوارض جانبی دارند. اگر چه اغلب این عوارض ملایم هستند و با ادامه درمان محو می شوند. ضد افسردگی های مختلف اثرات مختلف دارند. پزشک شما می تواند در مورد این که چه چیزهایی تجربه خواهید کرد شما را مطلع کنند و دوست دارند که در مورد چیزهایی که شما را نگران می کنند، بدانند. در صورت لزوم، همچنین می توانید آن ها را با مسکن ها، آنتی بیوتیک ها و داروهای ضد بارداری مصرف کنید
اما باید از مصرف زیاده از حد الکل اجتناب کنید چون الکل می تواند باعث خواب آلودگی زیاد شما در مدت استفاده از داروهای ضد افسردگی شود. درمورد این که این قرص ها با سایر درمان هایی که برای بیماری جسمی تان استفاده می کنید تداخل دارند یا نه، پزشک شما را مطلع خواهد کرد

چگونه می توانید به خودتان کمک کنید؟
علاوه بر کمک گرفتن از متخصصین، کارهای دیگری هستند که می توانند برای کمک به خود انجام دهید
– در مورد ترس ها و نگرانی هایتان با نزدیکان خود صحبت کنید، شما از این که فقط با صحبت در مورد این مسائل تسکین می یابید، متعجب خواهید شد،و نباید احساس کنید که این برای نزدیکانتان درد سرآور است
– از پزشکتان در مورد بیماریتان بپرسید. اگر جنبه هایی در بیماری یا درمان وجوددارند که درمورد آن ها اطلاع ندارید، از او سؤال کنید. اگر شما در مورد بیماری خودتان بدانید قادر خواهید بود که با آن بهتر مقابله کنید
– سعی کنید که از یک رژیم غذایی متعادل استفاده کنید. اگر اشتهایتان را به دلیل نگرانی یا افسردگی از دست داده اید، ممکن است دچار کاهش وزن شوید. این می تواند باعث بدتر شدن وضعیت جسمی یتان شود
– بین نیازهای بیماری و زندگی تان تعادل ایجاد کنید. شما نیاز خواهید داشت که تعادلی پیدا کنید که نه تسلیم بیماری شوید و نه آنرا فراموش کنید
مراقب خود باشید. اطمینان حاصل کنید که آرامش و فعالیت های دلخواه و اگر ممکن است، فعالیت های فیزیکی را در زندگی روزمره خود بگنجانید
-سعی کنید از نوشیدن زیاد الکل برای این که احساس بهتری داشته باشید، اجتناب کنید، نوشیدن الکل می تواند در واقع باعث بدتر شدن اضطراب و افسردگی شده، با داروهای شما تداخل داشته باشد
-سعی کنید که در مورد خواب ناکافی نگران نباشید. این حالت در اضطراب و افسردگی اتفاق می افتد و معمولاً با بهتر شدن خلق شما، بهبودی می یابد
-بدون مشورت با پزشک، مقدار داروی خود را تغییر ندهید، استفاده آن ها را متوقف نکنید و درمان های دیگر را شروع نکنید. اگر داروها عوارض جانبی ناخوشایندی دارند، به پزشک یا پرستارتان بگویید با سکوت خودتان را رنج ندهید.

چگونه خانواده و دوستانتان می توانند کمک کنند؟
معمولاً یک خویشاوند یا دوست، اولین کسی است که متوجه بروز اضطراب و افسردگی در فردی با بیماری جسمی می شود. اگر متوجه شدید که کسی از نزدیکان شما درحال ابتلا به افسردگی است، از او به نرمی بخواهید که به دنبال کمک باشد. توضیح بدهید که اضطراب و افسردگی خیلی شایع هستند و با کمک گرفتن، در اکثر موارد بهبود می یابند. ملاقات با یک متخصص مانند روان پزشک یا روان شناس نه باعث شرمساری بیمار و خانواده آن هاست نه علامتی از ضعف
وقت گذاشتن برای کسی که مضطرب و افسرده است بسیار کمک کننده می باشد. این بیماران نیاز به انتقاد مکرر ندارند. ولی نیاز دارند که هم به صحبت کردن تشویق شوند و هم به امور روزمره خود همچنان ادامه دهند
به فرد مضطرب و افسرده اطمینان دهید که بهبود می یابند- از آن جایی که این باور ممکن است برای آن ها مشکل باشد- اطمینان حاصل کنید که آن ها از یک رژیم غذایی متعادل استفاده می کنند و به آن ها کمک کنید که از نوشیدن زیادالکل خود داری کنند.
در صورتی که فرد مضطرب و افسرده در حال بدتر شدن است و از عدم تمایل به ادامه زندگی یا صدمه زدن به خود صحبت می کند. این موارد را جدی تلقی کنید و مطمئن شوید که پزشک از این موارد مطلع می شود
سعی کنید که فرد را برای درمان مورد نظر متقاعد کنید. اگر در مورد درمان ابهاماتی دارید آن ها را با پزشک مطرح کنید
مراقبت از کسی که هم دچار مشکل جسمی است و هم دچار اضطراب و افسردگی شده است می تواند بسیار طاقت فرسا باشد. اگر احساس درماندگی می کنید حتماً درخواست کمک کنید
منبع:

 سایت روان،www.psychcentral.com