vasvas

وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنهانیست . وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود : اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

بیست و پنجمین حدیث از چهل حدیث امام خمینی (ره)  در خصوص” وسواس” و علاج این حالت است. ایشان، این مبحث از چهل حدیث را با روایتی از امام صادق (ع) چنین آغاز می کند:

عبدالله بن سنان می گوید: «برای امام صادق (ع) از مردی که در وضو و نماز به وسواس مبتلا بود، یاد کردم و گفتم که او مردعاقلی است، امام صادق(ع) فرمود: چه عقلی برای اوست و حال آن که از شیطان پیروی می کند؟ از آن حضرت پرسیدم که چگونه شیطان را پیروی می کند؟

حضرت فرمود: از او سوال کن این حالت که به او دست می دهد از کجا می آید؟ خواهد گفت: [ این حالت] از عمل شیطان است.»

القای شیطان

وسوسه و شک از القائات شیطان است، همان طور که طمأنینه و خلوص و ثبات از الطاف خداوند رحمان می باشد تفصیل این اجمال آن است که قلب انسان دو وجه دارد، وجهی به دنیا مربوط است و وجهی به آخرت، لذا به تعمیر و آبادانی هر دو عالم همت دارد، هر گاه وجه دنیایی در قلب، نیرومند شد و یکسره به آبادانی دنیا پرداخت و به لذت های دنیایی مشغول گردید، القائاتی شیطانی در آن پیدا می شود که همه منشأ خیال ها و گمان های باطل خواهند بود، دراین حالت اراده نیز تابع این القائات می شود و در ادامه، اعمال انسان نیز شیطانی می شوند و طبعاً وسوسه،  شک، تردید و خیال های باطل در بدن موثر واقع می شوند. متقابلاً هرگاه انسان متوجه آبادانی امور آخرت گردد و به عالم غیب و ملکوت توجه نماید، حالت استغاثه، اطمینان و طمأنینه در قلب ایجاد می شود و در نتیجه اعمال ظاهر و باطن بر موازین حکمت و عقل صورت خواهند گرفت. متناسب این مقوله روایتی از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) است: «نیست مؤمنی مگر این که برای قلبش دو گوش است، گوشی که در آن فرشته می دمد و گوشی که در آن شیطان وسوسه کن می دمد، خداوند مؤمن را به فرشته تایید می کند.»

مغایرت با احکام دینی

وسوسه از القائات و اعمال شیطان است، شاهد بر این ادعا آن است که این کار با احکام دین و آثار و اخبار اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین، مغایرت دارد.

مثلاً هنگامی که کیفیت وضوی رسول خدا(ص) را در روایات بررسی، و این نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقایسه کنیم، چگونه می توان این دو را منطبق نمود؟ وضوی افراد وسواسی بر فتوای کدام فقیه منطبق است؟

این بیچاره، سال ها، با وضوهای چه بسا باطل نماز خوانده و خود را مقدس و کامل به حساب آورده، در حالی که بازیچه شیطان بوده است.

به راستی چرا بسیاری از این افراد در مواردی که لازم است احتیاط و وسواس به خرج نمی دهند ، مانند ادای خمس و زکات اما در باب طهارت این همه محتاط و وسواسند؟

چگونه است که افراد وسواسی از هر گونه غذاها می خورند و به اصالة الطهاره معتقدند، اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب می کشند! اگر اهل طهارت واقعی هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقید نیستند؟ تازه هر گاه می خواهند دست و دهان خود را آب بکشند، بر چه مبنایی این همه، آب کشیدن را تکرار می کنند؟ این چند مرتبه آب کشیدن دلیلی ندارد، جز القائات و دسیسه های شیطان و نفس.

مصادیق دیگر  وسواس

از دیگر مصادیق وسواس، وسوسه در نیت و تکبیرة الاحرام است که برخی به آن مبتلا هستند و بعضاً خود را با این کار از مقدسین به حساب می آورند، از دیگر مصادیق و شئون وسوسه، اقتدا نکردن این افراد در نماز جماعت به کسانی است که به حکم فتوا و بر اساس موازین، عادل به حساب می آیند، ظاهراً آنها تقیدشان را نشان می دهند و از باطن آن ها خداوند باخبر است و بررسی هم در این زمینه لازم نیست.

با این وجود شخص وسواسی تحت تاثیر شیطان در گوشه ای فرادا نماز می خواند، درعین حال امامت جماعت را که مستلزم سخت گیری بیشتری است می پذیرد!

نحوه ادای برخی حروف و گاه تکرار برخی کلمات در نماز از دیگر مصادیق وسواس است، به طوری که حضور قلب در نماز و رسیدن به قربی- که در نماز واقعی قرار دارد- فدای همین تجوید کلمات و وسواس در آن می گردد، گاهی وقت ها علت زیاد شدن این وسواس تعریفی است که برخی جاهلان از شخص وسواسی به عمل می آورند مبنی بر این که این شخص از بس متدین است به وسواس مبتلا می باشد.

پس ای عزیز! وسواس عقلاً و نقلاً از شیطان است و گاه وسواس در عمل به وسواس در عقیده و دین منجر می گردد. لازم است به هر طریقی که شده است شخص در صدد معالجه آن برآید.

علاج وسواس

حال که روشن شد وسواس ممکن است انسان را به هلاک دائمی برساند، لازم است که شخص علماً و عملاً درصدد معالجه برآید:

از طریق علم: بر این منوال که شخص فکر کند آداب و احکام عملی که انجام می دهد و مایل است او را به کمال برساند باید از چه کسانی اخذ نماید، پس وقتی به کتاب فقها و علما مراجعه می کنید، می بینیم که آنها وسواس را نهی کرده و بعضاً اعمال فرد وسواسی را باطل دانسته اند، احادیث نیز عمل چنین شخصی را از شیطان شمرده اند.

از طریق عمل : همچنین عمل خود را با عمل فقها و علما مقایسه کند، آن گاه می فهمد که مبتلا به این مرض مهلک است.

پس از آن که عالم مراتب بالا را به دست آورد، عملاً برای درمان وسواس اقدام نماید و در وهله اول به این حالت بی اعتنایی کند، مثلاً وضو را با یک مرتبه شستن بگیرد، و اگر شیطان و نفس این وضو را غلط دانستند بگوید، اگراین وضو درست نیست باید وضوی رسول خدا(ص) و ائمه و فقها درست نباشد و اگر مقلد یک مجتهد هستی در جواب به القای شیطان و نفس بگو: من طبق نظر مجتهدم وضو می گیرم ، لذا مؤاخذه ای نیست، چند مرتبه که این گونه عمل کردی از تو مایوس می گردد و از این حالت رها می شوی.

در این خصوص روایاتی است مبنی بر این که هرگاه شیطان کسی را در نماز به وسوسه انداخت نباید شیطان را با شکستن نماز بازی دهد، چنان که روایتی از زراره و ابوبصیر به نقل از امام باقر یا امام صادق(ع) دراین زمینه در فروع کافی جلد سوم ص 358 آمده است.

از طریق تضرع: البته تضرع به درگاه خداوند و استعانت از او برای رفع این حالت نیز از دیگر راه های مقابله با وسواس است، چنان که در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و از رفع وسوسه در نماز یاری خواست. حضرت فرمود: وقتی وارد نماز شدی این عبارت را بخوان :” بسم الله و بالله، توکلت علی الله، اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم” پس با این کار شیطان را دور می کنی.