19

تحقیقات انجام شده نشان داده است که میزان ابتلا به افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. این موضوع در سنین نوجوانی و جوانی بسیار محسوس می باشد و با بالا رفتن سن این تفاوت کمتر می شود. اما با این حال مسائل زیادی وجود دارد که باعث افسردگی زنان می شود.

به طور متوسط می توان گفت که افسرده خویی در زنان دو برابر مردان است، البته بسیاری از علل خاص مربوط به بروز افسردگی در زنان نسبتا ناشناخته مانده است. عواملی مثل باروری، هورمونی، ظلم و آزار و تعدی جنسی و جسمی در این مساله موثر شناخته شده است. طی آخرین پژوهش ها، برخی ابعاد مختلف در مورد علت بیشتر بودن افسردگی در زنان مشخص شده که شامل موارد زیر است:

دوران بلوغ

قبل از دوران بلوغ اختلافی در میزان بروز افسردگی بین دختران و پسران دیده نمی شود اما بین سنین ۱۱ تا ۱۳سالگی میزان رشد افسردگی در دختران افزایش می یابد و تا سن ۱۵ سالگی دختران دو برابر بیشتر نسبت به پسران هم سن خود دوره افسردگی را تجربه می کنند. این مساله در دوران بلوغ یعنی زمانی که انتظارات و نقش های افراد به طور چشمگیری تغییر می کند، رخ می دهد. فشارهای دوران بلوغ شامل شکل گیری هویت، ظاهر شدن نقش جنسی، جدا شدن از الگوها، تجربه تصمیم گیری و… هستند. این گونه فشارها به طور کلی در پسران و دختران متفاوت است و ظاهرا در دختران بیشتر با افسردگی همراه است.

بزرگسالی و نقش های کاری

برخی از متخصصان روانپزشکی بر این باورند که شیوع بالاتر میزان افسردگی در زنان ناشی از فشارهای ویژه ای است که زنان با آن مواجه هستند. این گونه فشارها شامل مسوولیت های اصلی آنها در خانه و محل کار، تبدیل شدن به تک والدین و مراقبت از کودکان و والدین سالمند می شود. کیفیت ازدواج نقش مهمی در شیوع افسردگی دارد. نداشتن یک دوست صمیمی و محرم و رابطه ای مطمئن، همچنین آشکار شدن اختلافات زناشویی می تواند باعث افسردگی در زنان شود.

باروری

رویدادهای باروری زنان شامل سیکل های قاعدگی، حاملگی، دوره بعد از حاملگی، نازایی و یائسگی می شود. این موارد نوساناتی را در خلق و خوی زنان به وجود می آورد که در بعضی از زنان این تغییرات شامل افسردگی می شود. تحقیقات نشان داده که هورمون ها روی ترکیبات شیمیایی مغز که احساسات و خلق و خو را کنترل می کند اثر می گذارند. اگرچه یک سازوکار ویژه زیستی در مورد دخالت هورمونی در بروز افسردگی شناخته نشده است، اما مطالعات و تجربیات نشان داده که بسیاری از زنان در سیکل های قاعدگی خود بعضی از تغییرات جسمانی و رفتاری را تجربه می کنند. در برخی از زنان این تغییرات با شدت به طور منظم و همراه با احساس افسردگی، تحریک پذیری و دیگر تغییرات جسمی و احساسی رخ می دهد که می تواند به افسردگی بینجامد.

یائسگی

به طور کلی خود موضوع یائسگی ارتباطی به افزایش خطر افسردگی ندارد. تحقیقات نشان می دهد که بروز افسردگی در زمان یائسگی تفاوتی با بروز این بیماری در سنین دیگر ندارد. زنانی که بیشتر نسبت به افسردگی مربوط به تغییرات زندگی آسیب پذیرند، همان هایی هستند که در گذشته در زندگی خود دوره هایی از افسردگی را گذرانده اند.

آزار و اذیت ها

بررسی ها نشان می دهد زنانی که در دوران کودکی مورد آزارهای جنسی قرار گرفته اند، احتمالا بیشتر در معرض ابتلا به بیماری افسردگی هستند تا زنانی که چنین تجربه ای نداشته اند. علاوه بر این مطالعات متعددی نشان می دهد که بروز افسردگی در زنانی که در دوران بلوغ یا در بزرگسالی مورد تجاوز قرار گرفته اند، بیشتر است. زنانی که به شکل های مختلف مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند از قبیل آزار جسمی یا جنسی، در محل کار میزان بیشتری از افسردگی را نشان می دهند. همچنین عوامل خطرزای زیستی و محیطی ناشی از پرورش در یک خانواده نابسامان، در ایجاد افسردگی نقش دارند.