images.jpg53

با رواج بی رویه استفاده محصلین و دانشجویان از تلفن همراه و تبلت میزان حواس پرتی آنان نیز بالارفته است!

هرچقدر هم استاد خواهش کند گوشی ها را داخل کیف هایمان بگذاریم، بالاخره چند نفری هستند که گوشی را یک جوری توی پاچه شلوار و لبه آستین و زیر یقه شان جا کرده باشند و هرازگاهی دست شان آن حوالی مشغول تایپ کردن باشد. دیگر می دانیم که اگر سر کلاس نفر جلویی یکهو از جایش پرید، سوسکی در کار نیست، فقط گوشی روی پاش زیر میز ویبره کرده و پیامی دریافت شده.

اگر وای فای دانشگاه هم به راه نباشد، مشکلی نیست. طبق آمار، 94 درصد جوانان اینترنت همراه دارند و معطل وای فای نمی مانند. همیشه هم استفاده از موبایل و اینترنت و فیس بوک بازی سر کلاس یواشکی و زیرزیرکی نیست. این روزها شبکه های اجتماعی هم به وسایل آموزشی اضافه شده اند و رد بسیاری از دانشگاه ها از آن ها برای اهداف درسی استفاده می شود.

حداقل بیداریم

همیشه سر کلاس تب لتش را روی میز می گذارد. می گوید: «استادها می دانند که دارم توی تبلت جزوه می نویسم و سرچ می کنم. چون حواسم به کلاس هست و مشارکت دارم.» وقتی می پرسم واقعا فقط جزوه می نویسد و سرچ می کند؟ می خندد و می گوید: «نه، بیشتر وقت کلاس دارم چت می کنم. اما حواسم هست.» او کلک بعضی از روزهایی که اصلا حوصله کلاس را ندارد هم خوب بلد است: «چند دقیقه تمرکز می کنم و گوش می کنم، بین بحث می پرم، حرف می زنم و نظر می دهم. یعنی سر کلاسم. بعد که بحث ها داغ شد دیگر کسی حواسش به من نیست.»

استادهایی که اجازه می دهند دانشجویان سر کلاس آنلاین باشند، هرروز بیشتر می شوند. به خصوص در کلاس های مقاطع ارشد و دکترا. آن ها اعتقاد دارند باید با تکنولوژی روز پیش رفت و در برابرش مقاومت نکرد. دانشجوی یکی از این استاد ها می گوید: «ما سر کلاس یا لپ تاپ جلویمان است، یا موبایل یا تب لت. گاهی هم همه این ها. کتاب های درسی مان معمولا انگلیسی است و PDF است و موقع درس دادن هم استاد گاهی از ما می خواهد چیزی را سرچ کنیم. به نظرم این کار بد نیست. هم خودمان درگیر پیداکردن مطالب می شویم و بعد ارائه شان می کنیم، هم هوشیارتریم. گرچه می دانم بعضی از بچه ها فیس بوک شان هم باز است، ولی این باعث می شود حداقل بیدار باشند!»

همه استادها اما ورود تکنولوژی های جدید به کلاس را نپذیرفته اند. هنوز در بیشتر کلاس ها گذاشتن موبایل روی میز کابوس استاد است و اگر ویبره کند، بهانه ای است برای آمپر چسباندن و تذکر دادن. این موضوع باعث شده بعضی از استادان در این باره تحقیق کنند و مقاله های جدی بنویسند.

گرگ گراهام یکی از استادان مخالف تکنولوژی سر کلاس است. او در مطلبی در این باره نوشته: «انجام چند کار هم زمان در اینترنت، دانشجویان را درگیر کرده است. من از دانشجویانم پرسیدم از چند رسانه هم زمان با انجام تکالیف و درس خواندن استفاده می کنند؟ اکثر آن ها گفتند از ترکیبی از دو یا سه رسانه روی تلفن، لپ تاپ و آی پادشان استفاده می کنند. از کلاس 25 نفری فقط یکی یا دو تا از آن ها گفتند که موقع درس خواندن همه چیز را خاموش می کنند و تمرکز دارند.»

او نتیجه گیری کرده که حواس دانشجویان این روزها حسابی پرت است و نباید موبایل و تب لت را به کلاس ها و کتابخانه ها راه داد.

ان بی سی نیوز چندی پیش از نتایج دو تحقیق در همین مورد نوشته است. تحقیقاتی که می گوید گجت ها و ابزارهای تکنولوژیک زیادی که دور و برمان جمع کرده ایم، حواسمان را پرت کرده اند. یکی از تحقیقات می گوید افرادی که از تکنولوژی های مختلف زیاد استفاده می کنند، در یک تست استاندارد برای سنجش توجه 20 درصد نمره کمتری می گیرند.

تحقیق دیگر هم نشان داده دانشجویان موقع انجام تکالیفشان بیشتر از دو دقیقه متمرکز نمی مانند و بعد از 120 ثانیه یک پیام، ای میل یا بالاخره یک چیزی پیدا می شود که حواسشان را پرت کند. انگار حواس پرتی خاصیت زندگی جدید است. روزها و شب های ما پر از گجت هایی شده که بوق می زنند، ویبره می کنند و زنگ می زنند.

از تمام نشدن کارهایتان رنج می برید؟

فقط درس خواندن نیست که تکنولوژی های مزاحم را به چالش کشیده. در مورد کارمندان هم نتیجه مشابهی در تحقیقات به دست آمده. یک تحقیق از گلوریا مارک در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده کارکنان فقط 11 دقیقه تمرکز پیوسته دارند و بعد از آن با موبایل هایی که کنار دست شان گذاشته اند، حتما چیزی هست که حواسشان را پرت کند.

انجام کارهای هم زمان یا Multitasking موضوع روز بحث های آکادمیک است. محققانی که روی مغز انسان کار می کنند، می گویند آدم ها توانایی این را پیدا کرده اند که از یک کار به کار دیگر شیفت کنند و بعد سراغ کار دیگری بروند و به سرعت روی هرکدام تمرکز کنند و به کار قبلی برگردند. اما مسئله این است که هربار تمرکز روی کار جدید و برگشتن به کار قبلی هزینه دارد. وقتی هزینه ای است که برای تمرکز دوباره صرف می شود. این زمان هرچند کوتاه است، اما در این دنیای پر از سرعت، به حساب می آید.

آنی مورفی یکی از متخصصان مغز است که در وبلاگش درباره انجام کارهای هم زمان موقع درس خواندن نوشته: انجام کارهای دیگر هم زمان با درس خواندن و کار آکادمیک که خیلی بین جوان ها رایج است، باعث یادگیری کم عمق و نامنعطف می شود. مغز نمی تواند فورا خودش را از یک کار به کار دیگر منتقل کند و این باعث طولانی شدن انجام کار می شود و فکر می کنند کارشان قرار نیست تمام شود.

لری روسن استاد دانشگاه کالیفرنیا مطالعه ای منتشر کرده که در آن سعی داشته تمرکز دانشجویان را ارزیابی کند.او از 263 دانشجو خواست 15 دقیقه کار دانشگاهشان را انجام بدهند و او هم کنارشان بنشیند. با این که این دانشجویان می دانستند دیده می شوند و رفتارشان ثبت می شود، نمی توانستند در برابر اس ام اس زدن و چک کردن پیام های موبایل و لپ تاپشان مقاومت کنند. انگار که آن را بخشی از رفتار طبیعی درس خواندن به حساب می آورند.

مقاومت کافی است

دوره مقاومت در برابر شبکه های اجتماعی به سر آمده و دانشگاه ها حالا در شبکه های اجتماعی بزرگ صفحه رسمی دارند و برای کمک به دانشجویان شان از آن ها استفاده می کنند. اما نه فقط برای بیرون از کلاس. بعضی از استادان از صفحه های مجازی برای تکمیل کلاس شان استفاده می کنند. طرفداران این کار می گویند دانشجویان جدید با تسلط بر اینترنت و تکنولوژی های مختلف وارد دانشگاه می شوند و ممنوع کردن آن ها سر کلاس کمکی نمی کند. بلکه می شود از ابزارهای تکنولوژیک به عنوان وسایل یادگیری استفاده کرد.

کارن لدرر در یک یادداشت توضیح می دهد که از چند شیوه می شود شبکه های اجتماعی را برای آموزش به کار گرفت. او می نویسد: «شبکه های اجتماعی یک راه موثر برای افزایش فعالیت دانشجویان است و می تواند مهارت های ارتباط آن ها را تقویت کند. دانشجویانی که کمتر برای مشارکت سر کلاس دست بلند می کنند، می توانند در فیس بوک، توییتر و یوتیوب راحت تر نظرشان را ابراز کنند. استادها می توانند از این پلتفرم ها استفاده کنند تا صدای دانشجویان ساکت تر را بشنوند و بیشتر با آن ها ارتباط بگیرند. آنها می توانند از این طریق سوال بپرسند و بحث کنند.»

او می گوید دانشجویان می توانند از این شبکه ها برای آینده شغلی شان هم استفاده کنند و آدم هایی را پیدا کنند که در آینده برایشان کار کنند و مهارت هایشان را به آن ها نشان دهند. البته مخالفان این نظرات هم می گویند این کار باعث کم شدن ارتباطات رو در رو می شود و مهارت های ارتباطی دانشجویان را کم می کند.

در یک سمینار آنلاین نماینده سه دانشگاه برتر از تجربه شان در استفاده از شبکه های اجتماعی برای ارتباط با دانشجویان شان گفتند. مدیر دیجیتال دانشگاه کالیفرنیای جنوبی توضیح داد که چطور شبکه های اجتماعی را بخش اصلی کارش قرار داده تا با دانشجویان قبل و بعد از حضورشان در دانشگاه ارتباط داشته باشد و همکاری شان را برای کارهای مختلف جلب کند.

کریم رحمان متخصص شبکه های اجتماعی در دانشگاه رایرسون از تجربه توییت کردن برای ورودی های جدید دانشگاه و سرعت دادن به آشنایی آن ها با امکانات و خدمات دانشگاه گفت و کریستین کنوری مسئول مولتی مدیا در دانشگاه اوهایو هم درباره ارتباطات آنلاین دانشگاه با دانشجویان گفت و این که چطور صفحه فیس بوکشان از سال 2007 برای ارتباط با دانشجویان ساخته شد، اما ناگهان به یکی از فعال ترین صفحه های دانشجویی فیس بوک تبدیل شد که فعالیت در آن خیلی فراتر از لایک کردن عکس ها بود و به بحث های گروهی و تعریف کردن زندگی روزمره دانشجویی رسیده بود.

نیویورک تایمز در گزارشی درباره همین موضوع نوشته: «انگار همین دیروز بود که معلم ها موبایل ها را در کلاس ممنوع کردند و هشدارهایی درباره به اشتراک گذاشتن بیش از حد در مای اسپیس منتشر شد. حالا ارین السون یکی از معلم هایی است که در میان گروه کوچک موافق استفاده از شبکه های اجتماعی در کلاس قرار گرفته. او هفته پیش از دانشجویانش خواست درباره یک شعر بحث کنند. پست او در فضای مجازی ساعت ها کامنت می گرفت و کلاس هم چنان مشغول نظر دادن بود.

یکی از استادان هاروارد در رشته آموزش هم از موافقان استفاده از شبکه های اجتماعی در دانشگاه است. دکتر ریچارد لایت می گوید، دانشجویان در تعامل با دانشجویان دیگر بهتر یاد می گیرند و گروه های مجازی می توانند راه خوبی برای دانشجویان باشند تا بهتر آموزش ببینند. او در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که رسانه های اجتماعی از نظر دانشجویان «باحال» و جذاب هستند و همین می تواند علاقه آن ها به یادگرفتن را بیشتر کند.