831986_351
والدینی که فرزندی با سندرم داون دارند از چه روش های تربیتی برای پرورش فرزندشان باید کمک بگیرند شرایط نگهداری اینگونه کودکان چگونه است توصیه های روانشناسان در این مورد چیست

کودکی که شما مشتاقانه در انتظار او هستید، در نهایت به دنیا می آید، اما بنا به دلایلی ممکن است کودکی نباشد که شما در انتظار او به سر می بردید. شاید اول مشکل را انکار کنید و یا توقع داشته باشید به شما بگویند آن چه در مورد مشکل کودکتان شنیده اید، کاملا اشتباه بوده است.

این قابل درک است، زیرا از عده یک مشکل غیرقابل انتظار برآمدن و پذیرفتن فوری آن ممکن است برای همه مشکل باشد، اما به خاطر داشته باشید هرقدر بیشتر به خود اجازه دهید که در مورد شرایط کودک خود اطلاع کسب کنید، بیشتر امکان دارد که شرایط را راحت تر پذیرفته و در نتیجه قادر شوید به کودک خود کمک کنید. این حتی به شما کمک می کند تا از اندوه کودکی که رویای آن را داشتید رهایی یابید و به دوست داشتن کودک استثنایی خود عادت کنید.

کودک استثنایی کیست؟

کودک استثنایی اول یک کودک است (انسانی است با همه خصوصیات و صفات یک انسان) و بعد کودکی است با خصوصیات و تفاوت های استثنایی نسبت به سایر کودکان. همین ویژگی ها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان را با آن سازگار کنند. «کودک استثنایی» از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی به میزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت است و نمی تواند به نحو مطلوبی از برنامه های آموزش و پروش عادی استفاده کند.

اغلب متخصصان، کودکان استثنایی را به سه دسته بزرگ تقسیم می کنند:

1- کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیت های ذهنی از کودکان عادی متمایزند؛ در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیزهوش قرار دارند.

2- کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند. در این دسته، کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند.

3- کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی، اختلالات طیف اوتیسم و ناتوانی های حرکتی قرار دارند.

حدود 500 میلیون کودک و نوجوان در سراسر دنیا و 12 تا 18 درصد کودکان و نوجوانان، جزء گروه استثنایی هستند و نیازمند خدمات ویژه هستند.

مشکلات والدین کودکان استثنایی

زمانی که والدین برای اولین بار بدون اطلاع و شناخت کافی با یک وضعیت یا پدیده غیرمنتظره و غیرعادیه مواجه می شوند، احساسات تازه ای را تجربه می کنند. درواقع بسیاری از والدین قبل از مراجعه به پزشک اطلاعی از ناتوانی کودک خود ندارند و همه رفتارها و واکنش های کودک را به عللی غیر از اختلال نسبت می دهند، ولی پس از مراجعه به پزشک و براساس شواهد تجربی به ناگاه درمی یابند که کودکشان استثنایی است. واکنش والدین در مواجهه با این مشکل غالبا متفاوت است. شایع ترین این واکنش های عبارتند از:

احساس گناه و تقصیر: این واکنش نسبت به سایر واکنش ها نزد والدین شایع تر است، به خصوص اگر کودک بدون برنامه قبلی یا اصولا در یک بارداری ناخواسته به دنیا آمده باشد. در این حالت والدین ناتوانی کودک را به بی توجهی در مسائل بهداشتی مادر و کودک در دوران بارداری ربط می دهند، خود را سزاوار تنبیه و عقوبت می دانند و فکر می کنند که خداوند بدین نحو خواسته آن ها را مجازات کند.

احساس ناکامی و محرومیت: یکی دیگر از واکنش های والدین کودکان کم توان و ناتوان، احساس ناکامی و محرومیت است که نه تنها به علت داشتن فرزند کم توان و ناتوان، بلکه به علت نبود یا کمبود وسایل درمانی یا نگهداری و مراقبت از این کودکان به وجود می آید. معمولا ناکامی زمانی شدت می یابد که خانواده احساس می کند وجود کودک کم توان و ناتوان، تعادل روانی و اقتصادی خانواده را به خطر انداخته و ممکن است برای سایر کودکان خانواده مضر باشد.

انکار واقعیت یا کتمان حقیقت: در این حالت خانواده و اطرافیان بی حالی و بی تحرکی کودک در فعالیت های بدنی را به آرام بودن، یا تحرک و فعالیت بیش از حد او را به ناآرامی و شیطنت نسبت می دهند و تصور نمی کنند که کودک ناراحتی خاصی داشته باشد. معمولا انکار عقب ماندگی کودک با ورود کودک به مدرسه شروع می شود. بعضی از والدین آن قدر در انکار واقعیت پافشاری می کنند که حتی کوچک ترین اعمال کودک را نشانه دانایی و تیزهوشی او دانسته و از اجرای دستورهای دارویی و درمانی بهداشتی و روانی خودداری کرده و در واقع خود باعث تشدید عقب ماندگی کودکشان می شوند.

اضطراب و نگرانی: یکی از واکنش های نسبتا شایع والدین کودکان کم توان و ناتوان، تشویش و نگرانی است که در پی آگاهی از عقب ماندگی کودک در والدین شروع شده و بعد از مراجعه به متخصصان مختلف و مایوس شدن از بهبود کودک تشدید می شود.

مکانیسم برون فکنی یا فرافکنی: در این مکانیسم، والدین عقب ماندگی کودک را به سهل انگاری و خطای دیگران نسبت داده و خود را عاری از هرگونه عیب و نقص می دانند.

روان سالم با وجود کودک استثنایی

اگر پدر یا مادر کودکی استثنایی هستید، برای رعایت بهداشت روان باید این کارها را انجام دهید:

1- کودک را همان گونه که هست بپذیرید

والدین کودک بایستی سعی کنند ناتوانی کودک را بپذیرند و در جهت سازگاری به وی کمک کنند. درواقع اولیای کودک کم توان و ناتوان باید محدودیت های او را قبل کنند و مطابق گنجانیش محدود او رفتار نمایند.

2- پیش داوری را کنار بگذارید

کوشش کنید تا حد امکان، تمایلات و خواسته های خود را در مورد کودکتان کنار بگذارید، زیرا اگر تمایل داشته باشید که کودک را به گونه ای که میل دارید ببینید، این تمایل در مشاهده شما اثر می گذارد و آن را آلوده می کند.

3- توانایی هایش را دست کم نگیرید

از یک از اهداف بلندپروازانه که دستیابی به آن ها مشکل است پبرهیزید و از سوی دیگر، بدانید که کودک نیز می تواند کارهای زیادی را انجام دهد و به او کمک کنید تا نیازهای خود را در حد توانایی هایش ارضا کند.

4- احساساتتان را مدیریت کنید

ناامیدی، یاس و بی حوصلگی و عجله و مانند آن، دشمن اجرای موفقیت آمیز هر برنامه تقویتی و ترمیمی برای کودکان است. تا آنجا که ممکن است این احساسات را نادیده بگیرید تا شاید بتوانید خالص تر و صادقانه تر، تنها احساسات کودک را مشاهده کنید.

5- محیطی امن و بامحبت برای کودک خود فراهم کنید

اگر کودک در روابط خانوادگی احساس امنیت کند و بداند که والدین از او مراقبت و حمایت خواهند کرد و از پیشرفت های کمی که دارد راضی هستند، کودک سازگارتر شده و تلاش او برای یادگیری و سازگاری با دنیای خارج نیز زیادتر خواهدشد. کودکی که احساس اعتماد به نفس داشته باشد و اولیا را پشتیبان خود بداند و احساس کند که آنان انتظار بی اندازه ای از او ندارند، قادر به سازگاری با مشکلات خواهدبود.

6- در آموزش کودک مشارکت کنید

شرکت خانواده در فعالیت های حرفه ای و آموزشی نیز می تواند احساس شایستگی و کنترل را برای اعضای خانواده افزایش دهد. آن ها می توانند مهارت ها و روش های مختلف آموزشی را بیاموزند و به کودکشان کمک کنند.

7- در فعالیت های گروهی شرکت کنید

روان درمانی خانواده ها به صورت گروهی که خانواده ها در غم و ناراحتی یکدیگر شریک می شوند و خود را تنها احساس نمی کنند، اعتماد خوبی به آن ها می دهد، زیرا خانواده ها احساس می کنند که فقط آن ها نیستند که کودک کم توان و ناتوان دارند، بلکه هزاران خانواده هستند که گریبان گیر این مسئله بزرگ هستند.

8- گاهی او را به مراکز نگهداری بسپارید

در بعضی مواقع نگهداری کودک به طور موقتی برای چند هفته در مراکز بهداشتی، باعث برانگیختن محبت اعضای خانواده شده و ضمنا به افراد خانواده فرصت می دهد که به مشکلات خود و دیگر اعضای خانواده بپردازند.

9- تعادل را فراموش نکنید

در خانواده هایی که چند کودک سالم و یک طفل ناتوان دارند، نباید بی توجهی یا توجه زیاد از حد به کودکان کم هوش شود، بلکه لازم است که با این کودکان نیز همانند دیگران رفتار کرد.

10- کمک حرفه ای بگیرید

از کمک مشاوران و متخصصان این زمینه، برای سازگاری هرچه بهتر در برهه زمانی غافل نشوید.

* دانشجوی دکتری تخصصی روان شناسی

 ماهنامه سپیده دانایی – محمد ترکمان*: