امروزه تفریحات و سرگرمی های کودکان تفاوت بسیاری با گذشته پیدا کرده است و کودکان از تفریحات سالم که باعث شادابی جسم و روح آنان می شد فاصله گرفته اند. تماشای تلویزیون به بخشی جدا نشدنی از زندگی خانواده‌ها و به خصوص کودکان تبدیل شده است و این موضوع تاثیرات مخربی بر کودکان گذاشته است.

کودکان از همان دوران شیرخوارگی تلویزیون تماشا می‌کنند. بسیاری از والدین بچه‌های خود را جلوی تلویزیون می‌گذارند زیرا تلویزیون توجه بچه را جلب کرده و بچه ساکت می‌شود. حتی کودکان ۶ ماهه وقتی که تصویر تلویزیون خراب شود یا در پخش صدای رادیو اختلال ایجاد شود ابراز ناراحتی می‌کنند و همین نشان می‌دهد که به تغییر در محرک هایی که از سوی این جعبه جادویی ایجاد می‌شود توجه می‌کنند. در این نوشتار به تاثیر تماشای تلویزیون بر شناخت و فعالیت کودکان پرداخته شده است.

برداشت کودکان از برنامه‌های تلویزیون

توجه به تلویزیون: بعضی از جنبه‌های برنامه‌ های تلویزیون توجه کودکان را به خود جلب می‌کند. از جمله شوخی، حرکت بازیگران، جلوه‌های صوتی و تغییرات صوتی، صدای بچه‌ها و زنان و کارتون. صدای مردانه، گفتگوهای پیچیده، تصویر حیوانات زنده و مکث‌های طولانی در برنامه‌های تلویزیون باعث سلب علاقه کودکان می‌شود. نمایش خشونت چندان تأثیری در جلب توجه و علاقه کودک ندارد. کودکان به برنامه‌های غیر خشونت‌ آمیز مثل کمدی، کارتون و به جنبه‌های دیگر پرجاذبه بیشتر علاقه دارند.
رشد شناختی: میزان درک کودکان از آنچه در تلویزیون می‌بینند تا حدودی بستگی به رشد شناختی آنان دارد. تا ۹ یا ۱۰ سالگی کودکان به دشواری برنامه‌های بزرگسالان را میفهمند زیرا مهارت‌های شناختی لازم را ندارندکودکان در استنتاج از وقایعی که آشکارا نشان داده نمی‌شود یا درک احساسات و مقاصد شخصیت‌های داستان ناتوانند. مثلا وقتی این صحنه که سربازان به دهکده حمله‌ور شده‌اند قطع می‌شود و بعد صحنه خرابی دهکده نشان داده می‌شود کودکان نمی‌توانند وقایع مسبب خرابی دهکده را استنباط کنند.

تلویزیون داشتن یا نداشتن؟ مسئله این است!

بعضی از منتقدان و نظریه‌پردازان معتقدند که تماشای تلویزیون صرفنظر از محتوای آن می‌تواند در تفکر، فعالیت اجتماعی و سایر جنبه‌های زندگی تاثیر بگذارد. آنان معتقدند که تلویزیون جانشین کنش متقابل خانوادگی، بازی و سایر فعالیت‌ها می‌شود. همچنین می‌تواند در سلامتی و تناسب جسمانی و پیشرفت در مدرسه تأثیرات منفی می‌گذارد؛ و اینکه یادگیری از طریق تلویزیون منفعلانه است. آیا تمام این انتقادات درست است؟ از آنجا که تقریبا همه تلویزیون تماشا می‌کنند نمی‌توان شواهدی به دقت جمع‌آوری کرد تا این ادعاها را ارزیابی نمود. گروه کوچکی را که تلویزیون تماشا نمی‌کنند نمی‌توان با تماشا کنندگان تلویزیون مقایسه کرد زیرا این افراد احتمالاً از لحاظ بسیاری از خصوصیات علاوه بر تلویزیون تماشا کردن با دیگران فرق دارند.

تلویزیون جانشینی برای سایر فعالیتها: تلویزیون در نحوه گذراندن اوقات فراغت تأثیر می‌گذارد و بعضی از فعالیت‌ها را بیش از فعالیت‌های دیگر تحت پوشش قرار می‌دهد. وقتی کودکان با تلویزیون مواجه می‌شوند کمتر از رادیو، سینما و سایر رسانه‌ها استفاده می‌کنند. البته تأثیر تلویزیون در میزان وقتی که کودکان صرف خواندن می‌کنند ناچیز است. تلویزیون سبب می‌شود که کودکان در فعالیت‌های گروهی کمتر شرکت کنند به خصوص ورزش و مهمانی رفتن. تلویزیون سبب نمی‌شود که افراد خانواده کمتر دور هم جمع شوند ولی تبادلات بین آنان را کمتر می‌کند.

تماشای تلویزیون و چاقی: تلویزیون سبب می‌شود که افراد کمتر ورزش کنند و همین در تناسب اندام تأثیر می‌گذارد. مطالعات نشان داده که بین میزان وقتی که افراد صرف تماشای تلویزیون می‌کنند و چاقی همبستگی وجود دارد. به عبارت دیگر میزان تلویزیون تماشا کردن کودکان پیشگویی چاق بودن آنها در دوران نوجوانی است. کودکانی که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند غیر فعالند و زیاد می‌خورند و این هر دو باعث چاقی می‌شود.

پیشرفت در مدرسه: مطالعات نشان داده که بین زیاد تلویزیون تماشا کردن و پیشرفت در مدرسه ارتباط کمی وجود دارد. در واقع در صورتی که کودکان از لحاظ هوشی در سطحی مساوی قرار داشته باشند، میزان تماشای تلویزیون تاثیر چندانی بر پیشرفت درسی آنان ندارد. خواندن یکی از موضوعاتی است که ممکن است تحت تأثیر منفی تلویزیون قرار گیرد ولی تاثیرات آن نیز ناچیز است. چرا که مهارت خواندن بیشتر تحت تأثیر تمرین و نگرش فرد در مورد مطالب خواندنی است. کودکانی که تلویزیون تماشا می‌کنند و با کتاب هم آشنا می‌شوند خوانندگان خوبی می‌شوند.

فرایندهای شناختی: همچنین برنامه‌های تلویزیونی مختلف در عملکرد شناختی و موفقیت تأثیرات متفاوتی دارد. برنامه‌های آموزشی و فیلم‌های مستند برای آموختن اطلاعات در زمینه‌های گسترده‌ای به طور موثر به کار می‌رود. تلویزیون در ضمن سرمشقی است برای آموختن و مهارت‌های شناختی. دوربین می‌تواند تجزیه و تحلیل بصری را نشان دهد. مثلاً یافتن بخش‌هایی از یک محرک پیچیده به این ترتیب که بر بخش‌هایی از محرک متمرکز می‌شود یا کل آن را نشان می‌دهد. در مجموعه‌ای از مطالعات کودکانی که چندین نمایش از این صحنه‌ها دیده بودند در مقایسه با گروه کنترل، در آزمون تجزیه و تحلیل بصری نمره بهتری به دست آوردند.

 
آیا تلویزیون کودکان را از لحاظ ذهنی منفعل بار می‌آورد؟ از آنجا که معمولا کودکان بیشتر به برنامه‌های تلویزیون به منظور سرگرمی نگاه می‌کنند تا به قصد چیز آموختن و غالبا آن را وسیله‌ای برای استراحت می‌دانند و کمتر تلاش ذهنی صرف آن می‌کنند. از سوی دیگر کودکان دریافت‌کنندگان منفعل محرک از تلویزیون نیستند. از سنین اولیه انتخاب می‌کنند که چه وقت و چگونه تماشا کنند. آنان جذب فیلم‌هایی می‌شوند که حرکات در آن سریع و واضح و پر از ترفندهای سمعی و بصری و جلوه‌های ویژه باشد، ولی چنین فیلم‌هایی به تنهایی برای حفظ علاقه آنان کافی نیست. آنان به محتوایی که برایشان قابل درک است و به محتوایی که برایشان خنده‌آور و جالب است توجه می‌کنند و درباره آنچه می‌بینند فعالانه فکر می‌کنند حتی بیشتر از بزرگسالان.

رابطه والدین و تماشای تلویزیون توسط کودکان

تاثیر والدین در میزان تلویزیون تماشا کردن کودکان

غالبا می‌گویند افراط کودکان در تماشای تلویزیون به دلیل عدم نظارت والدین است. منتقدان می‌گویند کودکان به هنگامی که هیچکس خانه نیست میخکوب تلویزیون می‌شوند ولی تحقیقات نشان می‌دهد که اتفاقا حضور والدین باعث تقویت عادت تماشای تلویزیون می‌شود.

کودکان پیش مدرسه‌ای که در خانه با مادرشان می‌مانند بیش از کودکانی که مادرشان بیرون از خانه کار می‌کند تلویزیون تماشا می‌کنند. از میان کودکان مدرسه‌رو آن دسته که مادرانشان بیرون از خانه کار می‌کنند و آن دسته که مادرانشان در خانه می‌مانند به یک اندازه تلویزیون تماشا می‌کنند. از این رو شاید درست می‌گویند که کودکان بدون حضور ناظر زیاد تلویزیون می‌بینند ولی درضمن همراه با ناظر هم زیاد تلویزیون تماشا می‌کنند. قالب والدین چندان محدودیتی برای تلویزیون تماشا کردند کودکان قائل نمی‌شوند.

نفوذ والدین در تاثیر برنامه‌های تلویزیون بر کودکان

وقتی که والدین و کودکان با هم تلویزیون تماشا می‌کنند والدین می‌توانند این تجربه را برای کودکان سودمندتر کنند. هرچند که همیشه از این فرصت استفاده نمی‌کنند. برای مثال:

  • کودکان از یک برنامه تلویزیونی آموزشی در صورت همراه بودن با یک بزرگسال بیشتر سود می‌برند تا وقتی که تنها سرگرم تماشا می‌شوند.
  • وقتی کودکان بسیار خردسال برنامه را تماشا می‌کنند والدین می‌توانند با فرزندان خود درباره برنامه حرف بزنند.
  • والدین کودکان بزرگتر می‌توانند از تلویزیون به عنوان وسیله‌ای برای بحث درباره ارزش‌ها، اخلاقیات و اطلاعات واقعی استفاده کنند.
  • افزایش کانال‌های تلویزیون و وجود ویدئو به والدین این امکان را می‌دهد که برنامه‌های متناسب با نیازها و سطح درک کودک را انتخاب کنند.

 

منبع: ستاره