احساس خفگی یکی از ترسناکترین تجربههایی است که ممکن است برای هر کسی در هر زمان اتفاق بیفتد. این حس میتواند ناگهانی و غیرمنتظره باشد، مثلاً هنگام خوردن غذا، نوشیدن مایعات، یا حتی در اثر اضطراب و استرس شدید. در چنین موقعیتی، شاید کسی اطراف ما نباشد تا کمک کند و دقیقاً همین تنهایی باعث میشود ترس و اضطراب چند برابر شود. اما اگر از قبل بدانیم در چنین شرایطی چه کارهایی باید انجام دهیم، احتمال نجات و آرام شدن بسیار بیشتر میشود. در این مقاله به زبان ساده و قابل درک برای همه توضیح میدهیم که اگر احساس خفگی کردیم و تنها بودیم، چه اقداماتی میتواند جان ما را نجات دهد و چطور باید خودمان را کنترل کنیم تا از خطر عبور کنیم.
احساس خفگی ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشد. گاهی تکهای غذا یا شیئی کوچک در گلو گیر میکند و مسیر تنفس را میبندد، گاهی هم مشکل از گرفتگی ناگهانی عضلات گلو یا واکنش بدن به اضطراب است. برخی افراد هم به خاطر آلرژی، آسم یا مشکلات ریوی دچار تنگی نفس میشوند. در هر صورت، نخستین کاری که باید انجام دهیم این است که تا حد ممکن خونسردی خود را حفظ کنیم. شاید در لحظه بسیار دشوار به نظر برسد، اما آرام بودن کمک میکند تصمیم درست بگیریم. وقتی مضطرب و دستپاچه میشویم، بدن اکسیژن بیشتری مصرف میکند و احساس خفگی شدیدتر میشود.
اگر عامل خفگی جسم خارجی باشد، یعنی مثلاً تکهای غذا یا استخوان در گلو گیر کرده باشد، باید سریع اقدام کنیم. در این حالت معمولاً فرد نمیتواند صحبت کند یا سرفه کند، رنگ چهرهاش تغییر میکند و حس میکند هوا به ریههایش نمیرسد. اگر کسی کنار ما نیست که با روش معروف هایملیچ کمکمان کند، باید همان روش را تا حد ممکن روی خودمان انجام دهیم. برای این کار باید در حالت ایستاده یا نیمهخم قرار بگیریم و یک مشت گرهکرده را درست بالای ناف، روی شکم بگذاریم. سپس با دست دیگر روی آن مشت فشار بدهیم و با تمام قدرت رو به داخل و بالا فشار وارد کنیم، درست مثل اینکه میخواهیم چیزی را از معده به بیرون پرتاب کنیم. این فشار ناگهانی ممکن است باعث شود هوا از ریهها بیرون بجهد و جسمی که گیر کرده است نیز بیرون بیاید.
اگر توانایی انجام این حرکت را بهتنهایی نداریم، میتوانیم از لبه صندلی، پشتی مبل، میز یا حتی نرده کمک بگیریم. کافی است قسمت بالای شکم را روی لبه سفت و محکم قرار دهیم و با فشار دادن بدن به آن، همان حرکت فشاری را تقلید کنیم. بهتر است چند بار پشت سر هم این حرکت را تکرار کنیم تا جسم مزاحم از گلو خارج شود. همزمان اگر بتوانیم سرفه کنیم، بهتر است با قدرت این کار را انجام دهیم. سرفه قوی کمک میکند راه تنفس باز شود. نباید از تلاش دست بکشیم، حتی اگر در ابتدا نتیجه نداد، چون گاهی بعد از چند حرکت، جسم آزاد میشود.
اما اگر خفگی به دلیل اضطراب یا حمله پانیک باشد، یعنی در واقع جسمی در گلو نیست اما احساس میکنیم هوا کم است و نمیتوانیم نفس بکشیم، روش کار متفاوت است. در چنین شرایطی، ذهن ما تصور میکند در خطر هستیم و بدن به حالت دفاعی میرود. نفسها سریع و سطحی میشوند و همین باعث احساس خفگی میگردد. بهترین کار در این لحظه تمرکز روی آرام کردن تنفس است. باید سعی کنیم دم و بازدم را آهسته کنیم. مثلاً نفس را آرام از بینی بگیریم و چند ثانیه در سینه نگه داریم و بعد بهآرامی از دهان بیرون بدهیم. اگر بتوانیم چشمها را ببندیم و چند لحظه به چیزی آرامشبخش فکر کنیم، بدن بهتدریج به حالت طبیعی برمیگردد. نوشیدن کمی آب خنک هم میتواند کمک کند تا گلو و بدن آرامتر شوند.
برخی افراد در زمان احساس خفگی دچار حالت تهوع یا گیجی میشوند. اگر چنین چیزی حس کردیم، بهتر است روی زمین بنشینیم یا حتی دراز بکشیم تا اگر بیهوش شدیم، زمینخوردن باعث آسیب نشود. در همین حال اگر توانستیم، باید با تلفن همراه تماس اضطراری بگیریم، مثلاً با اورژانس تماس بگیریم و حتی اگر نتوانستیم صحبت کنیم، تماس باز بماند تا مأموران بتوانند موقعیت را ردیابی کنند. گاهی همین تماس نجاتبخش است، چون نیروهای امدادی به محل میرسند.
در صورتی که خفگی به دلیل آلرژی شدید یا واکنش بدن به چیزی باشد، ممکن است لبها، زبان یا گلو به سرعت متورم شوند. در این حالت معمولاً فرد میداند که آلرژی دارد، مثلاً به نیش زنبور، بادامزمینی یا داروی خاصی حساس است. اگر در چنین شرایطی تنها هستیم و تزریق خودکار اپینفرین (مثل قلم اپیپن) در اختیار داریم، باید فوراً از آن استفاده کنیم. تزریق را معمولاً در قسمت ران انجام میدهند و تأثیر آن سریع ظاهر میشود. سپس باید بلافاصله با اورژانس تماس بگیریم، چون حتی اگر حال بهتر شد، امکان بازگشت علائم وجود دارد.
اما فرض کنیم نه آلرژی داریم، نه اضطراب، بلکه بهطور ناگهانی در هنگام خوردن یا نوشیدن چیزی احساس کردیم راه گلو بسته شده است. اگر هنوز میتوانیم سرفه کنیم، بهترین کار این است که سرفههای شدید و پیدرپی انجام دهیم. هرگز نباید با دست درون گلو را بگردیم، چون ممکن است جسم را بیشتر به پایین هل دهیم. در بعضی موارد میتوانیم به کمک آینه نگاهی به گلو بیندازیم، اما اگر جسم در عمق است، دستکاری خطرناک است. در چنین وضعیتی باید تمام تمرکزمان روی باز کردن مسیر هوا با فشار شکمی یا سرفه باشد.
پس از اینکه توانستیم جسم را بیرون بیاوریم یا تنفسمان بهتر شد، نباید بلافاصله خیالمان راحت شود. حتی اگر احساس میکنیم حالمان خوب است، ممکن است آسیب جزئی به گلو یا راه تنفسی وارد شده باشد. بنابراین بهتر است بعد از آن حتماً به پزشک مراجعه کنیم. پزشک بررسی میکند که آیا تکهای از جسم هنوز باقی مانده یا خیر و در صورت نیاز درمان لازم انجام میدهد. گاهی هم ممکن است در اثر فشار زیاد در هنگام خفگی، عضلات سینه یا شکم دچار درد شوند که طبیعی است و با استراحت بهتر میشود.
یکی از مهمترین نکات پیشگیری از خفگی، دقت در خوردن و نوشیدن است. بسیاری از موارد خفگی به خاطر عجله در غذا خوردن اتفاق میافتد. اگر در حال خندیدن، حرف زدن یا عجله داشتن غذا میخوریم، احتمال اینکه چیزی در گلو گیر کند بسیار بیشتر است. مخصوصاً برای افراد مسن یا کودکانی که هنوز بهخوبی نمیتوانند غذا را بجوند، باید مراقبت بیشتری کرد. همچنین غذاهایی مانند گوشتهای خشک، استخواندار، میوههای سفت یا آبنبات میتوانند خطرناک باشند.
در خانه میتوان تمرین کرد که روش فشردن شکم (هایملیچ) را یاد بگیریم. یاد گرفتن این مهارت برای همه مفید است، چون ممکن است روزی لازم شود جان خودمان یا دیگری را نجات دهیم. این تمرین را میتوان به کمک یک بالش یا عروسک انجام داد تا بدن به نحوه انجام آن عادت کند. همچنین خوب است همیشه بدانیم نزدیکترین مرکز درمانی یا اورژانس کجاست و شماره تماس اضطراری را در دسترس قرار دهیم. حتی نوشتن آن روی یخچال یا در تلفن همراه میتواند در لحظههای بحرانی حیاتی باشد.
اگر احساس خفگی کردیم و در خانه تنها بودیم، باید سعی کنیم در اولین فرصت خودمان را به جایی برسانیم که احتمال حضور دیگران باشد. مثلاً اگر در آپارتمان زندگی میکنیم، میتوانیم به سمت در ورودی برویم و در را باز بگذاریم تا اگر بیهوش شدیم، همسایهها بتوانند کمک کنند. یا اگر در خیابان هستیم، به سمت مردم حرکت کنیم. گاهی همین چند ثانیه میتواند تفاوت بین زندگی و مرگ باشد. در مواقعی که احساس خفگی تدریجی داریم و به مرور سختتر نفس میکشیم، نباید منتظر بمانیم تا وضعیت بدتر شود، بلکه باید سریع به اورژانس مراجعه کنیم.
خفگی فقط مربوط به جسم در گلو نیست. گاهی مشکلاتی مانند آسم یا بیماریهای تنفسی نیز باعث تنگی نفس میشوند. در این حالت ممکن است احساس کنیم هوا به اندازه کافی وارد بدن نمیشود. اگر تنها هستیم و داروی مخصوص مثل اسپری تنفسی داریم، باید فوراً از آن استفاده کنیم. سپس در حالت نشسته بمانیم، بدن را کمی به جلو خم کنیم و سعی کنیم آرام نفس بکشیم. دراز کشیدن ممکن است باعث شود تنفس سختتر شود. در این وضعیت تماس با اورژانس نیز ضروری است.
بعد از اینکه بحران خفگی تمام شد و خطر برطرف گردید، بهتر است به بدن و ذهن خودمان توجه کنیم. چنین تجربهای میتواند بسیار ترسناک باشد و اثر روانی عمیقی بگذارد. طبیعی است که بعد از آن مدتی احساس اضطراب یا ترس از خوردن داشته باشیم. صحبت کردن با یک مشاور یا پزشک میتواند کمک کند این احساس از بین برود. همچنین اگر سابقه اضطراب یا حملات پانیک داریم، یادگیری روشهای تنفس عمیق و مدیتیشن مفید است تا بتوانیم در آینده کنترل بهتری روی بدن و ذهن خود داشته باشیم.
احساس خفگی در تنهایی ممکن است یکی از سختترین تجربهها باشد، اما آگاهی و آمادگی ذهنی میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. دانستن اینکه چه باید کرد، باعث میشود در لحظه بحران، بهجای وحشت، سریع واکنش درست نشان دهیم. این دانش نهتنها برای نجات خود، بلکه برای کمک به دیگران نیز مفید است. اگر بتوانیم حتی یک نفر را از خفگی نجات دهیم، این دانستهها ارزش بسیار زیادی خواهند داشت.
در پایان باید گفت که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. با دقت در خوردن، خودداری از حرف زدن هنگام غذا، آرام بودن هنگام نوشیدن و آشنا بودن با روشهای کمکهای اولیه میتوانیم احتمال وقوع چنین اتفاقی را به حداقل برسانیم. اما اگر روزی در چنین شرایطی تنها ماندیم و احساس کردیم نمیتوانیم نفس بکشیم، باید به یاد بیاوریم که هنوز راهی برای نجات وجود دارد. سرفه کردن، فشار دادن شکم، استفاده از وسایل اطراف برای تقلید از حرکت هایملیچ، تماس اضطراری و حفظ آرامش، همه میتوانند همان لحظه حیاتی را رقم بزنند. زندگی در بسیاری از مواقع فقط به چند ثانیه و چند حرکت درست وابسته است.