سیستم وریدی اندام‌های تحتانی یکی از پیچیده‌ترین و حیاتی‌ترین ساختارهای عروقی بدن انسان محسوب می‌شود که وظیفه بازگرداندن خون کم‌اکسیژن به قلب را در برابر نیروی جاذبه زمین بر عهده دارد. این سیستم باید به طور مداوم با نیروی گرانش مقابله کند تا از تجمع خون در قسمت‌های دیستال (پاها) جلوگیری نماید. عملکرد صحیح سیستم وریدی به شدت وابسته به دو مکانیسم اصلی است: انقباض عضلات اسکلتی (پمپ وریدی عضلانی) و سلامت ساختاری دیواره رگ و کارایی دریچه‌های وریدی درون لومن رگ. دریچه‌های وریدی ساختارهای یک‌طرفه و ظریفی هستند که وظیفه دارند جریان خون را به سمت قلب هدایت کرده و از برگشت آن (رفلاکس) جلوگیری نمایند. در حالت عادی، هنگام ایستادن یا راه رفتن، پمپ وریدی گاستروکنمیوس و سولئوس خون را به سمت بالا فشرده می‌کند، دریچه‌ها در فاز سیستول بسته می‌شوند تا از برگشت خون جلوگیری شود، و در فاز دیاستول، دریچه‌ها باز شده و اجازه می‌دهند خون از وریدهای سطحی به عمقی منتقل شود. هرگونه نقص در این مکانیسم‌ها می‌تواند منجر به افزایش فشار هیدرواستاتیک داخل وریدی شود، که نقطه آغاز بروز طیف وسیعی از بیماری‌های وریدی از جمله واریس و نارسایی وریدی مزمن (CVI) است. درک این پویایی برای تفکیک دقیق بین تظاهرات ظاهری و آسیب‌های ساختاری زیربنایی ضروری است.

تعریف واریس (Varicose Veins): تظاهرات بالینی و مورفولوژی

واریس، یا رگ‌های واریسی، به اتساع غیرطبیعی، پیچ‌خورده و طویل شدن قابل مشاهده رگ‌های وریدی سطحی، معمولاً در اندام‌های تحتانی، اطلاق می‌شود که معمولاً قطر آن‌ها بیش از ۳ میلی‌متر در حالت ایستاده اندازه‌گیری می‌شود. این اصطلاح بیشتر بر جنبه مورفولوژیک و ظاهری بیماری تمرکز دارد. واریس‌ها نتیجه مستقیم افزایش فشار داخل ورید و ضعف ساختاری دیواره وریدی هستند. این اتساع و تغییر شکل منجر به از کار افتادن نسبی یا کامل دریچه‌های وریدی آن بخش از ورید می‌شود که در نهایت موجب رفلاکس خون می‌شود.

رگ‌های واریسی می‌توانند در سه سطح ظاهری متمایز شوند:
۱. تلانژکتازی‌ها (Telangiectasias) یا “رگ‌های عنکبوتی”: این‌ها کوچک‌ترین اشکال هستند، معمولاً با قطر کمتر از ۰.۵ میلی‌متر، که در سطح پوست نمایان شده و ظاهری شاخه‌ای دارند. آن‌ها نمایانگر اتساع مویرگ‌ها یا وریدهای بسیار کوچک پریفیری هستند. ۲. وریدهای شبکه‌ای (Reticular Veins): این‌ها رگ‌های کوچک‌تر، معمولاً با قطر ۰.۵ تا ۱ میلی‌متر، که زیر پوست به صورت شبکه‌ای آبی رنگ دیده می‌شوند اما برجستگی ندارند. ۳. رگ‌های واریسی حقیقی (True Varicose Veins): این‌ها همان رگ‌هایی هستند که برجسته، متورم و پیچ‌خورده بوده و به وضوح از زیر پوست قابل لمس و مشاهده می‌باشند، معمولاً قطر آن‌ها بیش از ۳ میلی‌متر است. این حالت معمولاً بیانگر درگیری عمیق‌تر در سیستم وریدی سطحی (مانند ورید سافن بزرگ یا کوچک) است.

علائم اولیه مرتبط با واریس‌های ظاهری ممکن است شامل احساس سنگینی در پاها، خارش، سوزش، یا احساس سوزن سوزن شدن (پارستزی) باشد، به ویژه پس از ایستادن طولانی مدت. این علائم اغلب با فعالیت و بالا نگه داشتن اندام‌ها بهبود می‌یابند. واریس به تنهایی می‌تواند یک مشکل زیبایی‌شناختی تلقی شود، اما همواره نشانه‌ای از نقص عملکرد زمینه‌ای در سیستم وریدی است.

نارسایی وریدی مزمن (Chronic Venous Insufficiency – CVI): یک طیف از اختلال عملکرد

نارسایی وریدی مزمن (CVI) یک اصطلاح پاتوفیزیولوژیک و عملکردی است که به عدم توانایی سیستم وریدی در بازگرداندن خون به قلب به صورت مؤثر اشاره دارد که منجر به افزایش مزمن فشار هیدرواستاتیک وریدی می‌شود. برخلاف واریس که یک یافته مورفولوژیک است، CVI یک سندرم است که ناشی از اختلال در عملکرد دریچه‌ها (رفلاکس وریدی) یا انسداد مکانیکی در سیستم وریدی (کمتر شایع در اندام تحتانی) است.

پاتوفیزیولوژی CVI حول محور افزایش فشار وریدی مرکزی (CVP) می‌چرخد. این افزایش فشار به دو دلیل اصلی رخ می‌دهد:
الف) رفلاکس وریدی (Valvular Incompetence): نقص در دریچه‌ها منجر به برگشت خون در هنگام فعالیت عضلانی و افزایش فشار دیستال می‌شود. ب) انسداد وریدی (Obstruction): انسداد ناشی از ترومبوز وریدی عمقی (DVT) یا سندرم‌های فشاری مانند سندرم مِی-تورنر (May-Thurner) که مانع خروج خون می‌شوند.

افزایش مزمن فشار هیدرواستاتیک منجر به سلسله‌ای از تغییرات پاتولوژیک می‌شود که فراتر از اتساع صرف رگ‌ها است:
۱. نشت مویرگی (Capillary Leakage): فشار بالا باعث خروج مایع، پروتئین‌ها، فیبرین و گلبول‌های قرمز از مویرگ‌ها به فضای بینابینی می‌شود. ۲. تشکیل کاف فیبرینی (Fibrin Cuff Formation): تجمع فیبرین در اطراف مویرگ‌ها، سد نفوذ اکسیژن به بافت را ایجاد می‌کند و منجر به هیپوکسی مزمن بافتی می‌شود. ۳. التهاب و آسیب بافتی: حضور طولانی مدت سلول‌های التهابی و افزایش فشار اکسیداتیو باعث آسیب به بافت اطراف می‌شود که در نهایت به مراحل پیشرفته CVI یعنی لیپودرماتواسکلروز و زخم وریدی منتهی می‌گردد.

به عبارت دیگر، CVI یک وضعیت دینامیک است که وضعیت عملکردی ورید را توصیف می‌کند و شدت آن با بروز تغییرات ساختاری و آسیب‌های پوستی درجه‌بندی می‌شود.

تفاوت‌های کلیدی: واریس به مثابه علامت و CVI به مثابه سندرم

مهم‌ترین تمایز مفهومی در این حوزه آن است که واریس یک تظاهر بالینی (علامت) است، در حالی که نارسایی وریدی مزمن یک سندرم پاتوفیزیولوژیک است. این رابطه اغلب به شکل یک طیف است که در آن یک حالت منجر به دیگری می‌شود، اما همیشه هم‌پوشانی کامل وجود ندارد:

واریس بدون CVI پیشرفته (C1-C2 بدون C3-C4): بیمار ممکن است رگ‌های واریسی (C2) داشته باشد، که ناشی از رفلاکس در یک شاخه کوچک وریدی است. این رفلاکس ممکن است آنقدر شدید نباشد که منجر به نشت قابل توجه مایع بینابینی و ادم شود. در این موارد، اگرچه رفلاکس (CVI خفیف یا تحت بالینی) وجود دارد، علائم بالینی کلاسیک CVI پیشرفته (مانند ادم، تغییرات پوستی) ممکن است غایب باشند. این بیماران بیشتر با شکایت زیبایی‌شناختی یا سنگینی خفیف مراجعه می‌کنند.

CVI بدون واریس‌های بزرگ (C3-C4 بدون واریس‌های قابل لمس): این حالت اغلب در نتیجه DVT قبلی (Post-Thrombotic Syndrome – PTS) یا CVI اصلی وریدی عمقی رخ می‌دهد. ممکن است دریچه‌های وریدی عمقی آسیب دیده باشند و فشار به طور مزمن بالا باشد، اما رگ‌های سطحی ممکن است هنوز به طور قابل توجهی متسع نشده یا قابل مشاهده نباشند. در این حالت، بیمار دچار ادم مکرر (C3) یا تغییرات پوستی (C4) است، اما رگ‌های واریسی برجسته ندارد. این وضعیت نشان‌دهنده نارسایی عملکردی در سیستم عمقی است که حتی بدون تظاهرات واریس سطحی، شدت بالایی از CVI را نشان می‌دهد.

همپوشانی (شایع‌ترین حالت): در اغلب موارد، وجود رگ‌های واریسی بزرگ (C2) ناشی از رفلاکس در ورید سافن بزرگ است، و این رفلاکس طولانی مدت منجر به افزایش فشار هیدرواستاتیک و در نهایت بروز ادم (C3) و تغییرات پوستی (C4) می‌شود. در این سناریو، واریس‌ها صرفاً اولین و قابل مشاهده‌ترین نشانه‌های سندرم CVI هستند.

بنابراین، تمرکز بر “واریس” بیشتر روی آناتومی تغییر یافته است، در حالی که تمرکز بر “CVI” بر پیامدهای همودینامیک و بافتی ناشی از آن نقص عملکردی است.

پاتوفیزیولوژی مشترک و مجزا: نقش دریچه‌های وریدی در هر دو حالت

نقص در عملکرد دریچه‌های وریدی عنصر محوری مشترک در پاتوفیزیولوژی واریس و CVI است. با این حال، محل و شدت این نقص تفاوت‌هایی ایجاد می‌کند:

مکانیسم مشترک: رفلاکس وریدی
در سیستم وریدی سطحی، اگر دریچه‌های ورید سافن بزرگ (GSV) یا کوچک (SSV) دچار اختلال شوند، خون در حالت ایستاده به سمت پایین جریان می‌یابد. این حالت که رفلاکس نامیده می‌شود، فشار دیستال را به شدت افزایش می‌دهد. این افزایش فشار باعث اتساع ورید در پایین‌ترین نقطه دریچه معیوب شده و به تدریج باعث کشیدگی و اتساع بیشتر رگ و ناتوانی دریچه‌های پایین‌تر می‌شود (اثر دومینو). این فرآیند منجر به تشکیل رگ‌های واریسی قابل مشاهده می‌شود.

مکانیسم‌های مجزا و شدت CVI

تمایز اصلی در شدت و محل نقص، که مستقیماً بر پتانسیل پیشرفت به CVI تأثیر می‌گذارد، نهفته است:

نارسایی اولیه وریدی سطحی (Primary Superficial Venous Insufficiency): این حالت اغلب با واریس‌های قابل مشاهده همراه است. در اینجا، ضعف دیواره وریدی مادرزادی یا اکتسابی (ناشی از افزایش هورمونی یا فشار مزمن) موجب اتساع دریچه‌ها و رفلاکس می‌شود. اگرچه رگ‌های سطحی بزرگ شده‌اند، اما اگر سیستم عمقی سالم باشد، پمپ عضلانی همچنان کارایی مناسبی در تخلیه خون از سطحی به عمقی دارد و ممکن است بیمار فقط واریس یا ادم خفیف داشته باشد (C1-C2).

نارسایی ثانویه وریدی (Secondary Venous Insufficiency) یا نارسایی عمقی: این حالت اغلب پیامد DVT و سندرم پس از ترومبوز (PTS) است. در این شرایط، ترومبوز باعث تخریب دریچه‌های وریدی عمقی شده و ممکن است منجر به انسداد نسبی یا کامل (عدم تخلیه خون) شود. در اینجا، رگ‌های واریسی سطحی ممکن است به صورت “وریدهای کولوترال” (Collateral veins) توسعه یابند تا خون اضافی را تخلیه کنند، اما مشکل اصلی در سیستم عمقی است. این حالت معمولاً به سرعت به CVI پیشرفته (C3-C6) منجر می‌شود زیرا پمپ اصلی عمقی از کار افتاده است و فشار حتی در حالت استراحت نیز بالاست.

بنابراین، واریس‌ها می‌توانند در مراحل اولیه CVI ظاهر شوند و لزوماً نشان‌دهنده مرحله زخم وریدی نیستند، در حالی که CVI، به ویژه در مراحل پیشرفته، بیانگر آسیب‌های بافتی ناشی از فشار هیدرواستاتیک طولانی مدت است که ممکن است با واریس‌های بزرگ همراه نباشد.

تشخیص و طبقه‌بندی: ابزارهایی برای تمایز (سیستم CEAP)

برای تمایز دقیق بین جنبه‌های مورفولوژیک (واریس) و عملکردی (CVI)، جامعه پزشکی به طور گسترده از سیستم طبقه‌بندی بالینی، اتیولوژیک، آناتومیک و پاتوفیزیولوژیک (CEAP) استفاده می‌کند. این سیستم به پزشکان اجازه می‌دهد تا شدت بیماری وریدی را به شکلی استاندارد در تمام دنیا گزارش دهند.

سیستم CEAP بر اساس شش کلاس بالینی (C0 تا C6) سازماندهی شده است که شدت آسیب را از عدم وجود بیماری تا زخم فعال نشان می‌دهد:

  • C0: عدم وجود علائم قابل مشاهده یا قابل لمس بیماری وریدی (اما ممکن است بیمار علائم درد یا سنگینی غیراختصاصی داشته باشد).
  • C1: وجود تلانژکتازی‌ها (رگ‌های عنکبوتی) یا وریدهای شبکه‌ای (قطر کمتر از ۳ میلی‌متر). این مرحله اغلب با واریس‌های ظاهری و بدون رفلاکس همودینامیک قابل توجه همراه است.
  • C2: وجود رگ‌های واریسی (قطر بزرگتر یا مساوی ۳ میلی‌متر). این مرحله نشان‌دهنده ظهور مورفولوژی مشخص واریس است و معمولاً نشان‌دهنده رفلاکس در وریدهای سطحی است، اما لزوماً به معنای ادم یا آسیب پوستی نیست.
  • C3: وجود ادم (ورم) در اندام تحتانی، بدون وجود تغییرات پوستی دائمی. ادم نشان‌دهنده نشت مایع بینابینی ناشی از افزایش فشار مزمن است و یک نقطه عطف مهم در مسیر CVI محسوب می‌شود.
  • C4: تغییرات پوستی مزمن ناشی از هیپوکسی و التهاب مزمن. این مرحله به دو دسته تقسیم می‌شود:
    • C4a: هیپرپیگمانتاسیون (تیرگی پوست) یا اریتم (قرمزی) و اگزما.
    • C4b: لیپودرماتواسکلروز (تصلب و سفت شدن چربی زیر جلدی) یا آتروفی بلانش (Atrophie Blanche – لکه‌های سفید اسکلروتیک).
  • C5: زخم وریدی فعال همراه با بهبود نسبی (زخم بسته شده اما هنوز آسیب بافتی وجود دارد).
  • C6: زخم وریدی فعال و باز.

تمایز بر اساس CEAP:
بیماری که تنها در کلاس C2 قرار دارد، دارای واریس است. اگرچه این واریس‌ها نشانه‌ای از رفلاکس هستند (و بنابراین CVI خفیف)، اما هنوز به مرحله سندرم کامل CVI (C3 به بالا) نرسیده‌اند. در مقابل، بیماری در کلاس C4 لزوماً دارای واریس‌های بزرگ قابل مشاهده نیست، اما تشخیص قطعی نارسایی وریدی مزمن برای او مطرح است، زیرا آسیب بافتی رخ داده است.

تشخیص دقیق‌تر با استفاده از سونوگرافی داپلر وریدی انجام می‌شود که نه تنها اتساع رگ‌ها (واریس) بلکه وجود یا عدم وجود رفلاکس (پاتوفیزیولوژی CVI) و انسداد را نیز تأیید می‌کند.

پیامدهای بالینی و خطر پیشرفت: وقتی نارسایی مزمن رخ می‌دهد

در حالی که رگ‌های واریسی (C2) ممکن است در طول سال‌ها بدون عارضه باقی بمانند، وجود واریس‌ها نشان‌دهنده یک سیستم تحت تنش است و خطر پیشرفت به مراحل بالاتر CVI را افزایش می‌دهد. پیشرفت CVI به معنای ناتوانی سیستم وریدی در مدیریت بار همودینامیک است که منجر به آسیب‌های بافتی غیرقابل بازگشت می‌شود.

 ادم (C3): ادم اولین نشانه عینی از شکست سیستم در بازگرداندن مایع بینابینی است. این امر ناشی از افزایش فشار هیدرواستاتیک است که بر نیروی اسمزی غلبه می‌کند و منجر به خروج مایع از مویرگ‌ها می‌شود. ادم مزمن می‌تواند منجر به ناراحتی قابل توجه، اختلال در راه رفتن و در نهایت آغاز فرآیندهای التهابی شود.

 تغییرات پوستی (C4): این مرحله نشان‌دهنده آسیب مزمن بافتی است. همانطور که قبلاً ذکر شد، هیپوکسی مزمن ناشی از لایه فیبرینی اطراف مویرگ‌ها، و آسیب رادیکال‌های آزاد باعث تغییر رنگدانه و سفت شدن پوست می‌شود. لیپودرماتواسکلروز یک حالت التهابی پیشرونده است که در آن چربی زیر جلدی فیبروز می‌شود. این امر باعث سخت شدن پوست در ناحیه مچ پا شده و حالت “پای پرنده” (Bird’s Beak appearance) را ایجاد می‌کند. این تغییرات به طور قابل توجهی کیفیت زندگی را کاهش داده و درمان آن‌ها دشوارتر از درمان واریس‌های ساده است.

زخم وریدی (C5 و C6): این شدیدترین عارضه CVI است. زخم‌های وریدی، که معمولاً در اطراف قوزک داخلی ایجاد می‌شوند، نتیجه مستقیم هیپوکسی مزمن و نشت طولانی مدت مواد التهابی هستند که توانایی پوست برای ترمیم خود را از بین می‌برند. این زخم‌ها اغلب دردناک هستند، به سختی بهبود می‌یابند (به دلیل فشار هیدرواستاتیک مداوم) و مستعد عفونت و عود می‌باشند.

 خونریزی (Bleeding): واریس‌های بسیار برجسته و نزدیک به سطح پوست در معرض تروما قرار می‌گیرند. پارگی این رگ‌های اتساع یافته (معمولاً در C2 یا C4) می‌تواند منجر به خونریزی‌های شدید و ناگهانی شود، زیرا فشار وریدی هنوز در حالت ایستاده بالا است.

مدیریت و رویکردهای درمانی: از محافظه‌کارانه تا تهاجمی

رویکردهای درمانی باید بر اساس طبقه‌بندی CEAP و هدف مشخصی (کاهش علائم، بهبود عملکرد یا ترمیم آسیب بافتی) انتخاب شوند.

مدیریت C0 تا C2 (واریس‌های بدون عارضه یا با علائم خفیف):
در این مراحل، هدف اصلی مدیریت محافظه‌کارانه و بهبود علائم است.

  • فشار درمانی (Compression Therapy): استفاده از جوراب‌ها یا باندهای فشاری برای اعمال فشار خارجی جهت کاهش قطر ورید، افزایش سرعت جریان خون و کمک به کارکرد پمپ عضلانی. این درمان سنگ بنای مدیریت CVI در همه مراحل است.
  • تغییر سبک زندگی: ورزش منظم (به ویژه فعالیت‌هایی که عضلات ساق پا را درگیر می‌کنند) و بالا نگه داشتن اندام‌ها برای کاهش فشار هیدرواستاتیک.
  • اسکلروتراپی: برای واریس‌ها و تلانژکتازی‌های کوچک (C1-C2)، تزریق محلول‌های شیمیایی (مانند پلی‌دوکانول) برای تحریک فیبروز و بسته شدن رگ مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مدیریت C2 همراه با رفلاکس عمده وریدی (پیش‌درمان C3):
اگر سونوگرافی رفلاکس مهمی در ورید سافن بزرگ یا کوچک را نشان دهد، حتی اگر بیمار هنوز ادم نداشته باشد، درمان مداخله‌ای برای جلوگیری از پیشرفت به C3 و بالاتر توصیه می‌شود.

  • درمان‌های حرارتی درون‌وعایی (Endovenous Thermal Ablation): شامل لیزر درمانی درون‌وعایی (EVLA) یا فرکانس رادیویی (RFA) است. این روش‌ها با استفاده از حرارت، دیواره رگ واریسی را می‌بندند و آن را از گردش خون حذف می‌کنند، در نتیجه رفلاکس را برطرف می‌سازند.
  • فلبکتومی مینیاتوری (Ambulatory Phlebectomy): برای برداشتن بخش‌هایی از رگ‌های واریسی بزرگ و پیچ‌خورده که از طریق حرارت قابل درمان نیستند.

مدیریت C3 تا C6 (نارسایی وریدی مزمن با عوارض):
در این مراحل، هدف اصلی نه تنها درمان رفلاکس، بلکه مدیریت آسیب‌های بافتی و جلوگیری از زخم‌های جدید است.

  • فشار درمانی شدید: استفاده از باندهای چند لایه یا جوراب‌های با فشار بالا (بیش از ۳۰-۴۰ میلی‌متر جیوه) برای کنترل ادم و حمایت از بافت ملتهب ضروری است.
  • درمان زخم (Wound Care): درمان زخم‌های فعال (C5-C6) نیازمند یک رویکرد چندوجهی است: کنترل عفونت، دبریدمان (برداشتن بافت مرده)، و استفاده از پانسمان‌های پیشرفته برای ایجاد محیط مرطوب بهینه برای ترمیم. درمان همودینامیک (رفع رفلاکس یا انسداد) باید همزمان انجام شود تا فشار روی زخم کاهش یابد.
  • جراحی یا ابلیشن برای ریشه‌های رفلاکس: حذف یا بستن منبع فشار (یعنی وریدهای ناکارآمد سافن) برای کاهش فشار هیدرواستاتیک کلی و حمایت از بهبود بافت پوست. در موارد PTS (انسداد عمقی)، مدیریت بیشتر بر کنترل ادم و جلوگیری از زخم متمرکز است، زیرا اصلاح انسداد وریدی عمقی دشوارتر است.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری: دیدگاه جامع بر روی سلامت وریدی

تمایز بین “واریس” و “نارسایی وریدی مزمن” (CVI) یک تمایز حیاتی در پزشکی عروقی است که فراتر از صرفاً واژه‌شناسی است. واریس‌ها (C2) تظاهرات فیزیکی و مورفولوژیکی هستند که از اتساع و پیچ‌خوردگی رگ‌های سطحی ناشی می‌شوند و اغلب به عنوان اولین نشانه از نقص عملکردی زمینه دیده می‌شوند. در مقابل، نارسایی وریدی مزمن (CVI) یک سندرم پاتوفیزیولوژیک است که نقص در بازگشت خون وریدی (اغلب به دلیل رفلاکس یا انسداد) را توصیف می‌کند و بر اساس شدت عوارض همودینامیک (ادم، تغییرات پوستی، زخم) درجه‌بندی می‌شود (C3 تا C6).

در حالت ایده‌آل، یک سیستم وریدی سالم از نظر عملکردی کارآمد است و هیچ واریسی مشاهده نمی‌شود (C0). اما اغلب، واریس‌ها (C2) به عنوان اولین مرحله از یک بیماری پیشرونده ظاهر می‌شوند که اگر درمان نشود، می‌تواند منجر به تغییرات التهابی و فیبروز بافتی غیرقابل بازگشت در مراحل C4 به بالا شود.

مدیریت موفقیت‌آمیز بیماری‌های وریدی مستلزم درک این طیف است. درمان نباید تنها بر رفع زیبایی‌شناختی واریس‌های قابل مشاهده تمرکز کند، بلکه باید علت زمینه‌ای همودینامیک (رفلاکس یا انسداد) را شناسایی و اصلاح نماید تا از تبدیل رگ‌های واریسی به یک سندرم مزمن با عوارض جدی پوستی و کاهش کیفیت زندگی جلوگیری شود. سونوگرافی داپلر و استفاده از سیستم طبقه‌بندی CEAP ابزارهای ضروری برای این تمایز و هدایت استراتژی‌های درمانی هدفمند، از مدیریت محافظه‌کارانه تا مداخلات تهاجمی، می‌باشند.