eric-goodman

 آنچه در زیر آمده برخی از عمومی ترین خصوصیات ذكر شده از مرد ایده آل خانم ها است. معیارهای مرد ایده‌آل خود را در این گزینه ها بیابید.

کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش های یک شوهر کارآمد باشد. در اینجا برخی از مهم ترین ویژگی های یک شوهر خوب را بیان می کنیم.

هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

همسر خوب به مفهوم درست و واقعی، همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است، اینجا بیان می شود:

۱ دین دار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.

۲ خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.

۳ شرافت خانوادگی داشته باشد.

۴ زیبایی.

۵ از نظر اقتصادی، تحصیلات و فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

حتماً به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:

۱ اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳ تحصیل، ۴ وضعیت مالی، ۵ فرهنگ و آداب و رسوم، ۶ زیبایی، ۷ جسم.

چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود، یکی از این فهرست ها دارد و برای زن ایده آل خود، خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین، همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید، مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرا بگیرید. برای این که به آن ها جواب مثبت بدهید، اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.

تحقیق از طریق :

۱. خویشان و فامیل ۲. دشمنان ۳. دوستان ۴. همکاران ۵. همسایگان ۶. معلمان ۷. مراجع رسمی (حراست محل کار و …)

همه مردان دوست دارند که شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند؛ اما این امر به خودی خود حاصل نمی شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم ترین ویژگی های یک شوهر خوب را بیان می کنیم.

۱ شوهر خوب، زنش را شریک زندگی اش می داند

زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.

در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم گیری را به یک کار مشترک بدل می کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم تر است فکر می کند و مصمم است تا روند تصمیم گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد، به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم تر است فکر می کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می گیرد.

۲ شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد

عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف نظر از واکنش های او، در جهت آسایش و سعادت او تلاش می کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی، من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خودمحور هستیم. کانون تلاش های ما رفع نیازهای خودمان است.

در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی ترین منافع و مصالح زن می رود. شوهر حتی اگر با تلاش های زن هم کاملاً موافق نباشد، از آن ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص، احترام قائل است. شوهر نمی گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی، من هم ظرف ها را می شویم». شوهر می گوید: «من ظرف ها را می شویم، چون می دانم خسته ای».

همه ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچم دار عشق بی قیدوشرط باشد. او قرار است آهنگ گام ها را تعیین کند؛ اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن ها عقب می نشینند و می گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می کنم». این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق العاده بد عمل می کند.

شوهر سالم و کارآمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان، بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می دهند که بی قید و شرط آن ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می کنند که اگر رابطه زناشویی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن ها دریغ خواهد شد. این نمی تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.

۳ شوهر خوب، زنش را اولین اولویت زندگی خویش قرار می دهد

همه ما در زندگی، اولویت هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می دانیم کدام یک مهم تر از بقیه است. این اولویت ها بیشتر اوقات، خود را در اعمال ما نشان می دهند. برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه، تقریباً در صدر فهرست اولویت ها قرار دارد. مردان، مقدار زیادی از احساس ارزشمندی شان را از شغلشان می گیرند. این الزاماً تضادی با رابطه مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده های کارآمد است. یک شوهر خوب، هرگز اجازه نخواهد داد که شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.

۴ شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است

بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند، نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده اند. آن ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.

منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفه مرد و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی اش، از نظر زن بی ارزش است. معمولاً زنان تلاش های شوهرشان را می بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می کنند؛ اما این اول کار است و آخر کار نیست.

نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی، همان قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او. شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می رسد. اصلی ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد، شوهری است که دائماً به همسرش محبت می کند و به او نشان می دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق، زندگی خواهد کرد و شوهری را که این نیاز او را برطرف می کند، بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش های او نشان خواهد داد.

نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است، اما بزرگ ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می کند یا ناخودآگاه می گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.

شوهر کارآمد، درعین حال مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامه تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر، اولین تشویق گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می کند، شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد؛ و اگر زن بخواهد «مادر» و «خانه دار» خوبی باشد، شوهر از ته دل از تصمیم او جانب داری خواهد کرد. هر یک از راه های کسب ارزش، ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی برانگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می کند و سعی می کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.

ما انسان ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت ها در صدر اولویت های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می یابد، زیرا مرد درصدد است تا نیازهای زن را برآورده کند. او تشخیص می دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند، احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جاروجنجال راه نمی اندازد یا آن ها را ناچیز و بی اهمیت نمی نامد و از قدرشان کم نمی کند. او این ها را بخش عادی زندگی زنش می بیند و به او اجازه می دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق، نیازهایش را برآورده کند.

کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد که مرد بیشترین تلاش ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی اندیشد و سعی می کند محدوده آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.

۵ شوهر خوب با زنش صحبت می کند

برخی پژوهش ها نشان داده اند که زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت وگوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می کنند و گاه وقتی به خانه می رسند، فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می دهد: «خوب». یک چنین مختصرگویی، هرگز نمی تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط، برآورده کنند.

مسائل زندگی، در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می شود و با یکدیگر در میان گذاشته می شود. افکار و احساسات و آرزوهای ما را نمی توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن ها پی برد. یکی از عمیق ترین آرزوهای یک زن، این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می زند، زن احساس می کند شوهر اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت های طولانی درباره احساساتش حرف نمی زند، زن احساس می کند که شوهر رابطه اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می کند.

ما نمی توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف هایمان تبدیل شود. گفت وگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم، از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد، باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفت وگو و ارتباط را به شیوه معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

۶ شوهر خوب، پایبند ارزش های معنوی و اخلاقی است

در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وامی دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت مندی اعضای آن را به ارمغان می آورد.

هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد، بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه ها بیشتر باشد، بی احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می آورد. یک شوهر کارآمد، واقعاً تمام سعی خود را می کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.